میانمار (بـِرمه پیشین) (نام رسمی: اتحادیه جمهوری میانمار) کشوری است در آسیای جنوب شرقی. بزرگ‌ترین شهر این کشور رانگوناست ولی پایتخت آن شهر نایپیداو می‌باشد.

 

 آسیای مرکزی:
آسیای مرکزی یا آسیای میانه سرزمین پهناوری در قارهٔ آسیا است که هیچ مرزی با آب‌های آزاد جهان ندارد. اگر چه مرزهای دقیقی برای این سرزمین تعریف نشده‌است، اما معمولاً آن را دربرگیرنده کشورهای امروزی، ازبکستان، تاجیکستان، ترکمنستان، قزاقستان، قرقیزستان می‌دانند. اغلب سرزمین‌های دیگری چون شمال شرق ایران، مغولستان، کشمیر، شمال و غرب پاکستان، و گاه سین‌کیانگ (ترکستان شرقی قدیم) در غرب چین و جنوب سیبری در روسیه نیز شامل آسیای مرکزی می‌شوند.
به بخشی از آسیای مرکزی که در میان دو رود آمودریا و سیردریا جای دارد در منابع کهنتر عربی و پارسی «ماوراءالنهر» (و در فارسی فَرارود) گفته می‌شد. به بخشی از شمال و شرق آسیای مرکزی در دوره‌هایی «ترکستان» هم می‌گفته‌اند.
ایده نامیدن این منطقه‌ها به عنوان یک منطقهٔ یگانهٔ جغرافیایی با نام آسیای مرکزی در سال ۱۸۴۳ توسط الکساندر فون هومبولت، جغرافیدان پروسی مطرح شد. 

رود هوانگ هو:
هوانگ هو به معنی رود زرد دومین رود بلند چین پس از یانگ تسه و ششمین رود بلند جهان با ۵۴۶۴ کیلومتر درازاست. این رود با سرچشمه گرفتن از کوههای بایانهار در استان چینگ‌های در غرب چین از نه استان می‌گذرد تا در دریای بوهای به پایان مسیر خود برسد. طول حوضهٔ آبریز رود زرد، از شرق به غرب ۱۹۰۰ کیلومتر و از شمال به جنوب ۱۱۰۰ کیلومتر است و در مجموع مساحتی بالغ بر ۷۴۲۴۳۳ کیلومتر مربع را در بر می‌گیرد.
رود زرد را گهوارهٔ تمدن چین خوانده‌اند؛ چرا که حوزهٔ آب‌خیز آن زادگاه تمدن شمال چین و غنی‌ترین منطقهٔ چین در اوائل تاریخ چین بوده است. اما طغیان‌های گاه‌وبیگاه و ویرانگر رود زرد که ناشی از بالا آمدن بستر رودخانه در مسیر پایینی آن است، به این رود لقب مصیبت چین را داده است.

رودخانه یانگ تسه:
رودخانه یانگ تسه  طولانی‌ترین رودخانهٔ آسیا و سومین رودخانهٔ طولانی جهان (پس از نیل و آمازون) است. نام جدید چینی آن «چانگ جیانگ» است و بسیاری از نقشه‌های جدید از این نام استفاده می‌کنند.
این رودخانه بیش از ۶۳۸۰ کیلومتر طول دارد. سرچشمهٔ آن استان چینگهای در غرب چین است و پس از حرکت به سمت شرق به دریای چین شرقی می‌ریزد. به طور سنتی این رودخانه را مرز بین شمال و جنوب چین دانسته‌اند گرچه رودخانهٔ هوآی نیز چنین جایگاهی دارد.
سد سه‌دره، بزرگ‌ترین سد جهان، بر روی این رودخانه ساخته شده‌است.

سومر:

سومِر یا به‌طور دقیق‌تر شومِر، نخستین تمدّن شهری در منطقهٔ تاریخی جنوب بین‌النهرین، جنوب عراق امروزی، بود که آن را اولین تمدن در جهان با مصر باستان می‌نامند. از اقوام باستانی ساکن در جنوب سرزمین کنونی عراق یعنی میانرودان(سرزمین میانِ دو رود دجله وفرات) و شمال خلیج فارس بودند. سومر یکی از باستانی‌ترین تمدن‌ها و تاریخی‌ترین مناطق جنوب میانرودان در دورهٔ مس‌سنگی و اوایل دورهٔ مفرغ بود. هر چند نخستین نمونه‌های خطی کشف‌شده در این ناحیه قدمتی بیش از ۲۵۰۰ سال پیش از میلاد را نشان نمی‌دهند اما تاریخ نگاران جدید بر این باورند که با توجه به نام شهرها، رودها، شغل‌ها و دیگر مدارک به دست آمده، این منطقه نخستین بار بین سال‌های ۵۵۰۰ تا ۴۰۰۰ پیش از میلاد توسط قومی غیرسامی که به زبان سومری سخن می‌گفتند مسکونی شده‌است.

چه این:
سلسلهٔ چین یا چه‌این یا کین چینی 
سلسله‌ای است که پس از دودمان چو و پیش از دودمان هان در چین فرمان راندند. فرمانروایی ایشان از سال ۲۲۱ تا ۲۰۶ پیش از میلاد به طول انجامید. یکپارچگی و اتحاد سرزمینی چین در سال ۲۲۱ پیش از میلاد، در زمان فرمانروایی چین شی هوانگ آغازگر امپراتوری بود که بر تمام چین فرمان می‌راند؛ این امپراتوری تا زمان دودمان چینگ چائو ادامه یافت. ادیان تائوئیسم و کنفوسیانیسم، ادیان غالب مردم در زمان دودمان چین چائو بود. نخست وزیر نامدار این امپراتوری لی سی بود.

شی هوانگ تی:
نام اصلی او یینگ ژنگ بود. میان سال‌های فرمان‌رواییش بر همه چین بدو نام نخستین امپراتور دادند. او به جز یکپارچه‌کردن چین به قانون‌گرایی ناموربود.
او به همراهی مهتر رایزنانش لی سی یک سری اصلاحات و طرح‌ها را در چین پیاده کردن که نامدارترینش ساخت دیوار بزرگ چین بود. همچنین ساخت آرامگاهی بزرگ با ارتش سفالی و نیز سامانه انبوه راه‌های ملی که البته همه این‌ها به بهای جان‌هایی به پایان‌رسید.


بعد از مدتی وی با اندیشه های کنفوسیوس به مخالفت پرداخت. کنفوسیوس از اندیشمندان بزرگ چینی است که در چندین سال قبل از شی هوانگ تی میزیست و منشا خدمات اجتماعی وفرهنگی بسیاری شد. شی هوانگ تی دستور داد تمامی آثار مربوط به کنفوسیوس را از بین ببرند.اما پس از مرگش دوباره اندیشه های کنفوسیوس علنی شد . از این رو این اندیشه ها قرن ها در مدارس چین آموزش داده می شد.
با همه خودکامگی‌اش او نقشی محوری در تاریخ چین دارد، چرا که این کشور را یکپارچه ساخت و این یکپارچگی-اگرچه گسسته-ولی دو هزاره پایدار ماند.
این پادشاه خود در اثر نوشیدن آمیخته‌ای از جیوه و گَرد یشم سبز که کیمیاگران دربار دودمان چه‌این آن را درست کرده بودند، کشته شده بود. او گمان می‌کرد با نوشیدن این معجون، جاودان خواهد شد. او با نوشیدن این معجون دچار نارسایی کبدی، مسمویت جیوه و در پایان مرگ مغزی شده بود.
سال ۲۲۱ پیش از میلاد چین شی هوانگ تمام سلسله‌های مستقل در چین را برانداخت و همچنین نظام واگذاری تیول را هم که در سلسلهٔ قبلی رواج یافته بود لغو کرد و به این ترتیب چین را یکپارچه کرد
شی هوانگ در ابتدا کشور را به ۳۶ و سپس به ۴۶ استان تقسیم کرد.
منبع: ریچی، ماتیو. چین‌نامه. ترجمهٔ محمد زمان. تهران: میراث مکتوب، ۱۳۸۷. 

دیوار چین:
دیوار چین  طولانی‌ترین و بزرگترین سازهٔ مهندسی تدافعی و نظامی از لحاظِ زمانِ ساخت در جهان است. 
این دیوار در نقشه جغرافیایی چین ۷۰۰۰ کیلومتر امتداد یافته‌است و در سال ۱۹۸۷ میلادی در فهرست میراث جهانی ثبت گردیده است.
روزنامه اينترنتي روسي لنتا در شماره امروز خود مي نويسد: بر اساس نتايج اخرين تحقيقات طول ديوار بزرگ چين هشت هزار و هشتصد و پنجاه و يک کيلومتر و هشتصد متر است که شش هزار و دويست و شصت کيلومتر ان از اجر و دو هزارو دويست و سي کيلومتر ان از خاک ساخته شده و سيصد و شصت کيلومتر ان اصلا به شکل ديوار نيست و به صورت شکاف هايي است که از اب پر شده اند.
دیواری که امروزه قابل مشاهده است، دیوار متعلق به سلسله مینگ (۱۳۶۸ – ۱۶۴۴ میلادی) است از غرب به دروازه «جایو گوان» در استان گانسو چین و از شرق به ساحل رود یالو جیان در استان لیائونینگ در شمال شرقی چین منتهی می‌شود و درمیان آن ۹ استان، شهر و ناحیه خود مختار به طول ۷۳۰۰ کیلومتر وجود دارد و مردم آنرا دیوار طولانی می‌نامند.

دیوار چین به عنوان پروژه تدافعی بر روی کوه‌ها ساخته می‌شد از بیابان‌ها مراتع و لجنزارها عبور می‌کرد. این دیوار بزرگ را برای حفاظت چین در مقابل مهاجمان مغول ساختند. تقریباً در سال ۲۴۶ قبل از میلاد، چین را به ایالت کوچکی تقسیم کردند. پادشاه شی هوانگ تی (shin huang TI) قسمت‌های مختلف چین را با هم متحد ساخت. در شمال این امپراطوری مغول‌ها زندگی می‌کردند. از ترس اینکه مبادا آنها در هر زمان به چین حمله‌ور شوند، پادشاه برای حفاظت کشور در مقابل خطر دستور داد تا دیوار بزرگ چین را بنا کنند. دیوار بر مسیر کوه‌های پر فراز و نشیب امتداد یافته‌است. در بیرون دیوار پرتگاه‌های بلند دیده می‌شود. در واقع کوه و دیوار به یکدیگر پیوند خورده‌اند؛ لذا دشمن به هیچ وجه قادر به نفوذ به این دیوار نبود. دیوار چین معمولاً با آجرهای بزرگ و سنگ مستطیل ساخته شده و در وسط ان خاک و خرده سنگ ریخته شده و ارتفاع ان ۱۰ متر است در پهنای دیوار برای عبور چهار اسب کافی است و در یک ردیف عرض آن ۴-۵ متر است تا در زمان انتقال غلات و سلاحها مشکلی ایجاد نشود.

هان:
سلسله هان، که بعد از دودمان چه‌این به قدرت رسید، بین سالهای ۲۰۶ قبل از میلاد و ۲۲۰ میلادی، حدود ۴۰۰ سال بر چین فرمانروایی می‌کرد. این زمان طولانی یکی از پرتأثیرترین دوره‌ها در تاریخ چین بوده‌است و تا آشوب کلاه‌زردها و دوره سه امپراتوری ادامه پیدا کرد. این امپراطوری همچنین در سال ۱۰۸ ق. م به گوجوسان حمله کرد و امپراطوری گوجوسان یک سال مقاومت کرد و سرانجام سقوط کرد.
اکثر مردم چین، اکنون خود را از قوم هان می‌دانند، که به علت حکومت طولانی این سلسله این قومیت اکثریت مطلق را پیدا کرد.
گائوزو یا لیو بانگ، اولین امپراتور سلسلهٔ هان بود. او بر شیانگ یو، آخرین امپراتور سلسله چین، غلبه کرد و به شاهی رسید. سلسله‌ای که او تأسیس کرد، هان نام گرفت. در دوران او چین همچنان یکپارچه ماند. او همچنین آیین کنفوسیوس را، به عنوان آیین رسمی کشور، برگزید. گائوزو در سال ۱۸۸ پیش از میلاد، یعنی تنها پس از هفت سال سلطنت، درگذشت.

کنفوسیوس:
نفُوسیوس مشهورترین فیلسوف، نظریه‌پرداز سیاسی و معلم چینی است که در چین باستانزندگی می‌کرد. وی در ۵۵۱ پیش از میلاد در ایالت کوچک لو که امروزه بخشی از شهرستان جدید شاندونگ در خاندان کونگ(kung) فرمانروای تسو(tsow) به دنیا آمد. او در کودکی، پدر خود را از دست داد و فداکاری مادرش، زمینه را برای تحصیل وی فراهم کرد. وی در ۴۷۹ پیش از میلاد در گذشت. والدینش، که در زمان کودکی او زندگی را بدرود گفتند، او را کونگ - کویی نامیدند. کنفوسیوس از کلمهٔ کونگ فوزی، به معنای «استاد بزرگ، کونگ» گرفته شده‌است.
وی آفرینش جهان را مبتنی بر قانون قطبیت می‌داند؛ به این معنی که از هستی مطلق، نخست موجودی یگانه که خود کنفوسیوس آن را قطب بزرگ می‌خواند منبعث می‌شود و همراه آن قطب دیگری که قسمت پذیر است به وجود می‌آید. این دو قطب با هم روبرو و به هم پیچیده می‌شوند. از این جا جهان کون و فساد مانند دو نیروی قوی و ضعیف یا روشنایی و تاریکی و یا نماینده صفات مرد و زن، پا به عرصه هستی می‌گذارد و تغییر و تبدیل یافتن این دو قطب، اساس به وجود آمدن خوبی یا بدی یا خیر و شر است.
منابع:
[1]. بایرناس، جان؛ تاریخ جامع ادیان، علی اصغر حکمت، تهران، علمی و فرهنگی، 1381، ص369.
[2]. ترابی، علی اکبر ؛ نظری در تاریخ ادیان، تبریز، فروزش، 1382، ص160.
[3]. توفیقی، حسین؛ آشنایی با ادیان بزرگ، تهران، سمت، 1379، ص49-48.
[4]. همان، ص49.
[5]. سلیمانی اردستانی، عبدالرحیم؛ سیری در ادیان زنده جهان(غیر از اسلام)، قم، آیت عشق، 1383، ص 126.