معادن سنگتراشی کاخهای هخامنشیان در دشتستان
معادن سنگتراشی کاخهای هخامنشیان در دشتستان
با کشف کاخهای هخامنشیان در دشتستان، محققان بهیقین رسیدند که استان بوشهر بهخصوص دشتستان در دورهی هخامنشیان از جایگاه ویژهای برخوردار بوده است. در این میان همواره یک سؤال برای باستانشناسان باقی مانده بود و آن این بود که سنگهای مورداستفاده جهت ساخت این کاخ از کجا تأمین میشده است.
مطالعاتی که در مکان سنگهای حجاریشدهی کوهستان شرقی چرخاب و محل معروف به کوه گیسکان از ارتفاعات زاگرس جنوبی به عمل آمد، معلوم میدارد که صدها سنگ آمادهی حمل نه برای کاخی کوچک، بلکه برای قصری عظیم در مقایسه با پاسارگاد پیشبینیشده که با مرگ کوروش هرگز عملی نشد. لازم به ذکر است که نگارنده خود یکی از این معادن را از نزدیک موردبررسی قرار داده است. در این دو معدن تنها سنگهای سفید و کرمرنگ تهیه میشده و محل معدن سنگهای سیاه بهکاررفته در این کاخها هنوز مشخص نشده است.
اولین کارگاه سنگتراشی هخامنشیان در حدود 5 کیلومتری شرق برازجان در کوههای گیسکان و در ادامهی رشتهکوههای زاگرس در محلی به نام تنگ گیر و به ارتفاع حدود 500 متری از دشت قرار دارد. در ابتدا که به بالای قله روانه میشویم سنگهای برش دادهشده و قلوهسنگهایی که در ظاهر زائد میباشد، نمایان میگردد. در محل سنگهای آمادهی حمل زیادی وجود دارد که ابعاد این سنگها متفاوت است و بزرگترین آن 3×3 متر و به ضخامت 50 سانتیمتر میباشد (سرفراز: سومین فصل کاوش چرخاب، 1383، 13-9).
دومین معدن سنگتراشی هخامنشیان در 8 کیلومتری شمال شرقی برازجان و در دنبالهی دامنهی شمالی کوههای گیسکان، در روستای راهدار قرار دارد. این معدن بر روی خطالرأس مشرق بر دشت راهدار و ویرانههای کانسار (پوزهپلنگی) در کوههایی به همین نام دیده میشود که از هزارههای دور تا امروز سنگهای سفید آهکی از آن استخراج میشده است. تختهسنگهای بزرگ جداشده از سنگ مادر که سرتاسر قله و بالهای زیر کوه پوزهپلنگی را هنوز پوشانده، بیشترین گواه بر استخراج سنگ از این منطقه از گذشتههای دور میباشد. راه باستانی ناهمواری که تختهسنگهای بزرگ را از بلندیهای پوزهپلنگی به دشت راهدار میبردهاند، هنوز به چشم میآید (جعفری: 1384، 3-1).
شیوهی استخراج و آمادهسازی سنگها به روش شناختهشده در دیگر مجموعههای باستانی است. این روش به این صورت است که پس از گزینش سنگ مادر، چندین سوراخ به عمق 18 تا 24 سانتیمتر و به فاصلههای 12 تا 22 سانتیمتر ایجاد میکردهاند و چوبهایی درون این سوراخها گذاشته و با آب آنها را خوب خیس مینمودند. بانفوذ آب در تیرچههای چوبی و تورم آنها، تختهسنگ از سنگ مادر جداشده و سپس آماده حمل میگردید (یغمایی: کاوشهای کاخ بردکسیاه، 1383، 20). آوردن سنگهای آماده به این صورت بود که در کف درّه با دو ردیف چهارتایی قاطر یا شتر را با چوببست همزور کرده و کارگران در بالا و پایین چوبهای سدر قطوری را با طناب یا زنجیر مهار نموده و شیب دستسازی که ساخته بودند تا سنگها را به درّه برسانند. در سطح درّه، حیوان را طوری نگه میداشتند که پشت آنها بهطور کامل مساوی و طراز با آخرین نقطهی شیب باشد تا وقتیکه سنگها روی غلطکهای چوبی بهطرف دره هدایت میشود بهراحتی روی چوببستها به پشت قاطر قرار گیرد. سپس با طی فاصلهی 7 کیلومتری، سنگها را به محل برپایی کاخ میرساندند (سرفراز: سومین فصل کاوش چرخاب، 1383، 15-14). به نظر میرسد که پس از حمل سنگها به محل ساخت بناها، سنگها را در آنجا صیقل داده و آماده نموده و در سر جای خود قرار میدادند.
بهرام شفيعي - فوق ليسانس تاريخ ايران باستان- دبير تاريخ آبپخش، دبیرستان امام خمیتی (ره)(استعدادهای درخشان) برازجان، و مدرس دانشگاه - مدرس كلاس هوشمند - عناوين به دست آورده: مقام دوم جشنواره تدريس درس تاريخ كشور در كرمان در تابستان 91 و مقام برتر جشنواره طراحي سؤال درس تاريخ ايران و جهان 2 كشور در سال 92، تألیف دو کتاب در سال 95 با عنوان میراث کهن استان بوشهر (از ایلام تا پایان دوره سلوکیان) و بحر در بحیری(زندگینامه شهید میربهزاد شهریاری اولین نماینده مردم جنوب استان در مجلس شورای اسلامی) و تالیف 5 کتاب کمک آموزشی با همکاری دبیران تاریخ کشور تحت عنوان مجموعه راه آبریشم