تمدن سيلک

در دوران بارانی بین آخرین دوره های یخچالی (زمین شناسی) به نظر می رسد در مرکز ایران دریای پهناوری گسترده بود. این دریا با شروع عهد خشکی به تدریج کوچک و خشک شد که اکنون در محل آن کویر بزرگ مرکزی برجاست و بشر در دوره استقرار در روستاها در اطراف این محل اسکان یافته است چنان که قدیمی ترین تمدنها را می توان در حاشیه هلالی شکل کویر یافت.

یکی از قدیمی ترین تمدنهای این حاشیه تمدن سیلک است. تپه های موسوم به سیلک واقع در 2 کیلومتری جنوب غربی کاشان یکی از کهن ترین مراکز استقرار بشر در فلات مرکزی ایران به شمار می آید. حدود هفت هزار سال پیش مردم سیلک پایه و اساس تمدنی را بنیان نهادند که در دوره های مختلف پیشرفت شایانی را بدست آورد. نشانه هایی از این پیشرفت و ترقی را می توان در آثار سفالین و اشیاء مسی و مفرغی بدست آمده از این تپه ها (تپه های شمالی و جنوبی سیلک) که امروزه زینت بخش اکثر موزه های معتبر ایران و جهان است، مشاهده کرد. اقوام سیلک که دارای ابداعات و نوآوریهای فراوانی در صنایع آن دوران بوده اند، با تمدن بین النهرین و مناطق دیگر ایران ارتباطات فرهنگی و اقتصادی داشته اند. تمدن سیلک به عنوان یکی از نخستین تمدن های دشت نشین برای باستان شناسان از اهمیت قابل توجهی برخوردار می باشد. خاصه آنکه در کوزه گری و نگارگری و استفاده از آجر پخته در بنای ساختمانها و موارد متعدد دیگر به پیشرفتهای قابل ملاحظه ای رسیده بودند. گرچه ردپای این تمدن ناگهان در تاریخ گم می شود و مردم سیلک بر اثر هجوم اقوام تار و مار و گریزان می شوند، اما برخی بر این عقیده اند که ساکنان سیلک پس از ویرانی شهر و دیارشان به چشمه ساران به ویژه نیاسر و نوش آباد پناه برده و آبادیهایی را بوجود آورده اند.

شهرسيلک

تمدن سیلک که در دوران پيش از تاريخ ( حدود 7000 سال پيش) در
ايران وجود داشته مربوط به مردم ساکن در شهر سيلک (Sialk) در نزديکي کاشان کنوني در مرکز ايران ميباشد. اين شهر داراي ديوارهاي محافظ بوده و قديميترين نشانه سکونت در حصار در ايران است. اينکه اين ديوارها براي محافظت از چه خطري ساخته شده بودند براي ما ناشناخته است ، اما شايد براي جلوگيري از خطر کاسيتهاي مهاجر بوده که از شمال و شمال غربي بسوي جنوب شرقي ايران و کوههاي لرستان کوچ ميکرده اند. آثار سفالي شهر سيلک مشابه سفالگريهاي مارليک و کاسيتها بوده و آثار آشيا فلزي کمتر در اين شهر وجود دارد. خانه هاي اين شهر از سنگ ، که در اين ناحيه زياد يافت ميشود، ساخته شده است وموقعيت شهر نشان از بندري بودن آن دارد . شايد درياچه بزرگتري در اين منطقه وجود داشته که باقي مانده آن هنوز در نزديکي شهر قم وجود دارد (درياچه نمک).

تپه ی سيلک

تحقيقات نشان مي‌دهد كه در حدود 0007سال پيش، مردمي در اين ناحيه ساكن بوده‌اند كه تمدن پيشرفته‌اي داشته‌اند. دوران زندگي در سيلك را به شش دوره تقسيم مي‌كنند كه از 0007 سال پيش شروع شده تا آخرين دوره كه مربوط به 2700 سال پيش است. هر مرتبه كه در وضع زندگي مردم سيلك تغييري رخ مي‌داده، نقش ظروف سفاليني كه آنها مي‌ساخته‌اند تغيير مي‌كرده است. بعضي از اين سفال‌ها از بهترين و زيباترين نمونه‌هاي سفال‌سازي هستند كه تاكنون در ايران به دست آمده تا آنجا كه موزه‌هاي دنيا با داشتن ظروف سفالي سيلك به خود مي‌بالند و شايد بهتر بود تمام مكتب‌هاي نقاشي دنيا را به علاوه«1»مي‌كردند و آن«1»منحصر به سبك نقوش سفالينه‌هاي سيلك بود. مردم سيلك جنگجو نبوده‌اند چون در ميان آثارشان اسلحه و ادوات جنگي ديده نمي‌شود و بيشتر آثارشان مربوط به كشت و زراعت است.سيلك امروزي فقط در تپه جنوبي و شمالي است هر چند كه در منطقه‌اي به طول و عرض 4كيلومتر، اشياء و قبرهاي هزاران‌ساله پيدا شده كه اكنون خانه‌هاي مردم بر روي آنها بنا شده است.

تپه جنوبي " سيلك " با مساحتي بيش از دو هكتار در سه كيلومتري جنوب شرقي شهر كاشان معرف دوره هاي سوم و چهارم سيلك است. اگر چه از لحاظ فرهنگي دوره سوم سيلك ادامه دوره دوم در تپه شمالي است، اما پيشرفتهاي چشمگيري كه در امور فني نصيب صعنعتگران ساكن آن شد، اين دوره را از دوره هاي پيشين و بعدي، يعني دوره هاي دوم و چهارم به گونه اي بر جسته جدا و متمايز مي سازد.
دوره سوم از هشت لايه استقرار تشكيل شده است. اواسط اين دوره كه همزمان با دوران شكوفايي صنعت و فن در سراسر فلات مركزي است، پيشرفتهاي شگرفي را در صنايعي همچون سفالگري و فلزكاري به نمايش مي گذارد. از زمان لايه چهارم از دوره سوم، به علت افزايش تقاضا براي سفال و گسترش مبادلات تجاري كه نياز به وسايل حمل و نقل كالا را بيشتر مي كرد، سفالگران سيلك براي توليد سفال انبوه دست به اختراع چرخ سفالگري زدند. اين زمان در حدود 4500 ق.م. بود. اما، بزرگترين رويداد در ايجاد تحولات صنعتي، تجاري، سياسي و اجتماعي در عصر باستان را كه راهگشاي پيدايش تمدنهاي بزرگ و ظهور امپراتوريها شد، كشف فلز و ذوب آن بود. اين تحول عظيم صنعتي نخستين بار و به طور تقريبا" همزمان در دو منطقه مركزي آناتولي درتپه " چايونو " و در فلات مركزي ايران در تپه "قبرستان" قزوين در حدود اواخر نيمه اول هزاره پنجم ق.م. و يكي دو قرن بعد در " تل ابليس " در استان كرمان به وقوع پيوست. در " سيلك " صنعتگران با ذوب مس و ريختن آن در قالبهاي باز، ابزارها و ادوات متعدد و گوناگون مانندتبر، چكش، كلنگ يك سر، كلنگ دو سر، تيغ خنجر، سوزن، سنجاق، اسكنه و قلم توليد كردند و آنها را جايگزين نوع مشابه سنگي يا استخواني آن نمودند
آخرين نتايج كاوش‌هاي باستان‌شناسي نشان مي‌دهد كه يك زيگورات در سيلك وجود داشته كه اگر اين‌طور باشد، تاريخ باستان‌شناسي كمي تكان خواهد خورد.



زيگورات سيلك كاشان كهن ترين زيگورات جهان

سازنده اين زيگورات مشخص نشده است ولي در فاصله بين سالهاي 4700 تا 4500 سال پيش ساخته شده است يعني در زماني كه ابتداي استفاده از خط براي نگارش بوده است. براي ساخت اين زيگورات كه از سه سكو يكي بر بالاي ديگري تشكيل شده است از بيش از 1250000 خشت به ابعاد 35در35در15 سانتي متر استفاده شده است. ارتفاع واقعي اين زيگورات مشخص نيست ولي آنچه كه از آن باقي مانده است امروزه سطح بالاترين سكوي آن 14 متر از سطح زمينهاي اطراف ارتفاع دارد. راه دست رسي به بالاترين طبقه بوسيله شيبي ملايم صورت ميگرفته است. 

 


زيگورات چيست؟
زيگورات بناي خشتي تو پر فاقد فضاهاي داخلي است كه سطح خارجي آن داراي پوششي از آجر است. ابعاد قاعده زيگوراتهامربع و يا مستطيل و اندازه آنها بين 50 در50 يا 40 در 50 متر متغير است. از نظر موقعيت جغرافيايي تا قبل از كشف زيگورات سيلك بين سومر بابل آشور و جنوب غربي ايران توزيع شده اند.براي نخستين بار در فلات مركزي ايران نيز از بقاياي زيگوراتي در سيلك كاشان خاك برداري شده است. تاكنون هيچ يك از زيگوراتهاي شناسايي شده بطور سالم و كامل باقي نمانده است و لذا ارتفاع اصلي آنها مشخص نشده است. دست رسي به فوقاني ترين طبقه زيگورات بوسيله پله كان و يا راه شيب دار صورت مي گرفت. فضاهاي اطراف زيگورات ها را با درختكاري فضاسازي ميكردند.

ــ موقعيت سيلک:

تپه های سیلک در سه کیلو متری غرب کاشان بین ،کاشان و فین قرار دارد که از دو تپه شمالی و جنوبی به فاصله 600متر از یکدیگر قرار دارند و تشکیل شده است . و به اعتقاد کاوشگران سیلک زیگورات است و از مجموع 32 زیگورات کشف شده در جهان 27 عدد در عراق و 5 عدد در ایران شناسایی شده که قدیمی ترین آنها زیگورات سیلک است.

 

ــ وجه تسميه سيلک:

به نظر بعضی باستانشناسان همزمان با ورود آریاییها که مصادف تمدن سیلک بوده و در این دوره آریاییها به کسانیکه آریا نبودند Unirani یا  Asianiمی گفتند . بخشی از Asinists در کردستان  و بخشی عمده آنها در منطقه ایران مرکزی و خوش آب و هوایی به نام سیلک بوده اند که در واژه سیلک بعضی از مورخان آنرا به معنای سی ارگ و برخی سیاله یعنی سوفال ( سفال ) گرفته اند. بعضی ها تپه سیلک را سیاه الک می خوانند و آنرا آتشکده می دانند.

ــ وقايع تاريخی سيلک

کاوشها نشان داد که 4500 سال قبل از میلاد اقوامی که دارای تمدن بالنسبه قابل مطالعه ای بوده و وسایل کار انان را بیشتر سنگ و استخوان تشکیل می داده است در این مکان مستقر شده اند و در 4200 سال ق. م  . در وضع زندگی این مردم تغییر رخ داده است و شکل و نوع و نقش و رنگ ظروف ساخته انان به کلی تغییر می کند و معلوم می شود که ساکنین این منطقه مغلوب اقوام تازه واردی شده که دارای مشخصات سفال قرمز رنگ با نقشی سیاه بوده که مظاهر آن در اقوام ری و چشمه علی اطراف تهران دیده می شود و یکباره تپه های شمالی متروک و در تپه جنوبی مورد استفاده قرار می گیرد.

مهمترین اکتشاف این قسمت پیدایش الواح گلی عیلامی است . بدین ترتیب که در 5500 سال پیش بر اثر ارتباط با مدنیت شوش نگارش خط و پروتوایلامیت را فرا گرفته اند و الواح گلی فراوانی با قدیمی ترین نوع خط در سیلک کشف شده است.

اقوام سیلک در 3500 سال پیش مغلوب آریاییها می گردند که آثارشان در طبقات و نیزه های بلند پیداست و در فاصله دو تپه بزرگ و کوچک دو گورستان قدیمی الف و ب  کشف و ظاهر می شود.

آثار مکشوفه از گورستان ب مربوط به مهاجران تازه وارد به سیلک بیشتر شبیه آثار زیر خاکی تپه گیان در نهاوند و خوروین در ساوجبلاغ و حسنلود در نقده و نواحی لرستان است.

از داخل گورهای قبرستان سیلک ظروف سفالی ، آلات و ابزار کار و اسلحه های گوناگون بدست امده و همچنین کشف دو جسد با قدمت بیش از 5500 سال که علت مرگ آنها را ریزش سقف دانسته و بر اثر وقوع زلزله بوده است .

در بخش صنعتی چندین کوره ذوب فلز مربوط به هزاره سوم پیش از میلاد و بخشی بقایای معماری آهن از هزاره اول پیش از میلاد در این حفاریها کشف شده است . از جمله یافته ها به دوک و چرخ نخ ریسی  و چرخ کوزه گری و کوره های پخت سفال می توان اشاره کرد.

اولین حفاریها توسط گیرشمن در سال1312 انجام شد که دستاوردهای آنرا چنین برشمرده اند:

1-    ساکنان تا کمی به معاد عقیده داشته چونکه وسایل شخصی مردگان را با خودشان دفن می کردند.

2-    با بین النهرین در ارتباط بوده و گاهی جنگ می کردند که بعضی وقتها پیروز و بعضی اوقات شکست می خوردند.

3-    در آن زمان زن سالاری مطرح بوده و مردان در بیرون کار می کردند.

4-  در بعد صنعت د رمرحله اول سنگ را بدون تغییر استفاده می کردند ولی بعداً ابزار سنگی درست می کردند و همچنین برای زینت زنان استفاده می نمودند.

ــ يافته های سيلک  

 

در سال 1312 ه . ق پروفسور گیرشمن طی سه فصل کاوش تا سال 1317 ه . ق کشفیات مطالب جالب توجهی دست یافت.

الف. تپه های شمالی:

این تپه دارای وسعت تقریبی110×320 متر و ارتفاع 6 متر از زمینهای اطراف بلندتر بود و با حفاری در عمق 80/11متری قسمت شمال غربی تپه به  سطح خاک بکر رسیده که آثار بدست امده مربوط به دو دوره فرهنگی الف و ب می باشد در دوره فرهنگی الف به 5 دوره کوتاهتر و دوره ب به 3 دوره  کوتاهتر تقسیم می شود.

در سيلک الف 1: این طبقه استقرار اول در تپه سیلک است که بر روی خاک بکر قرار دارد و محل اولین ساکنان سیلک می باشند که قطعات سفالی بدست آمده نشان می دهد که ساکنان اولیه حداقل از چهار نوع سفال استفاده می کردند مانند سفال قرمز ساده ، قرمز منقوش ، سفال خاکستری و روشن منقوش است. بعلاوه اشیایی مانند سنگ و استخوان که بیانگر دفن مردگان در زیر مناطق مسکونی می باشد پیدا شد.

در سيلک الف 2: در این طبقه بقایای معماری که با چینه ساخته شده بود مشخص گردید . دیوار منازل فاقد پی بودند و سطوح دیوار اندوده نشده و علاوه بر چهار سفال طبقه1 به یک نوع سفال به رنگ قرمز تیره نیز بر می خوریم.

سيلک الف 3: این طبقه همانند قبلی بوده با این تفاوت که سنت تزیین داخل و خارج ظروف شدیدتر شد.

سيلک الف 4: در این طبقه استمرار سنت های فرهنگی قبل بوده و از استخوان و سنگ اشیاء کاراتر نسبت به قبل ساخته و بعلاوه اشیاء مسی مانند مهره و آویزبدست آمد که با چکش کاری مس طبیعی رگه های خالص مس را از معادن استخراج می نمودند.

سيلک الف 5: باز در اینجا تداوم سنت های فرهنگی قبل را معرفی می کند.

در سیلک ب تقسیمات طبقات استقراری این دوره نیز بر اساس دگرگونی های معماری استوار است.

طبقه ی دوم به سه لایه تقسیم می شود. از ویژگی های معماری دوره ی دوم سیلک این است که بناها با خشت خام که با دست فرم داده شده اند، ساخته می شدند و سنت دفن اجساد در زیر منازل مسکونی مانند گذشته ادامه داشته و سفال های ساخته شده این دوره مانند گذشته با دست ساخته می شده و تنها نوآوری تزئین ظروف با نقوش نباتات و حیوانات می باشد.

از دیگر آثار جدید دوره ب سیلک استفاده از سنگ مرمر برای ساختن دستبند، از سنگ های سبز روشن برای ساختن اشیاء تزئینی شخصی، از فیروزه برای اشیاء تزئینی کوچک بوده که در لایه های سوم طبقه ی ب به دست آمده است.

در پایان این دوره ی 3 سیلک به عللی که هنوز مشخص نیست، ساکنان تپه های شمالی سیلک این محل را برای همیشه ترک کرده اند. حفار معتقد است که آن ها به محل تپه ی جنوبی نقل مکان کرده و دوره ی سوم سیلک معرف آثار آن اقوام است که در تپه جنوبی روی خاک بکر قرار گرفته است.