معلم تاريخ كيست؟
در نظامهاي آموزشي ، امر آموزش داراي سه ركن اساسي است: 1- آموزش دهنده(معلم) 2- مواد آموزشي(كتاب) 3- فراگير(دانش آموز).
هر كدام از اركان فوق در جاي خود داراي اهميت و ارزش مي باشد اما اساسي ترين عامل براي ايجاد موقعيت مطلوب در تحقق هدفهاي آموزشي، معلم است. [1] اوست كه مي تواند حتي نقص كتابهاي درسي و كمبود امكانات آموزشي را جبران كند يا برعكس، بهترين موقعيت و موضوع تدريس را با عدم توانايي، به محيطي غير فعال و غير جذاب تبديل كند. افت كار معلم در امر تدريس –به هر دليلي موجبات نزول شأن و منزلت معلمان را فراهم مي سازد. [2]
معلمي يك حرفه تخصصي و يك فن بسيار دقيق و حساس است، بنابراين معلم براي رسيدن به اين مقام نياز به تحصيلات تخصصي دانشگاهي و آگاهي از روش ها و فنون انتقال مفاهيم و امور آموزشي را به فراگيران دارد. در واقع رسالت معلم در انتقال دانش است. چنانچه اين رسالت در معلمي نباشد، نمي تواند خوب درس بدهد و از آن بهره دروني برده و ديگران را نيز بهره مند سازد. چرا كه بدون هيچگونه ترديدي آموزش و پرورش همانطوري كه قادر است در راه تكامل ما مؤثرترين گامها را بردارد همانطور نيز مي تواند در فنا و زوال ما تأثير بسزايي داشته باشد. و معلم نقشي اساسي در اين زمينه دارد.
يكي از دروس با اهميت در نظام آموزش و پرورش تاريخ است كه داراي اعتبار فراواني ميباشد . لكن به دلايل مختلف در آموزشگاههاي ما ، مظلوم واقع شده و از شأن و منزلت حقيقي خود دور افتاده است. علم تاريخ در مجموعه علوم انساني بر بسياري از علوم نظري تقدم داشته و يك سروگردن بالاتر است، زيرا همراه با تجربياتي گران بها بوده و به همين دليل تأثير بسيار زيادي بر مخاطبين خود داشته است. كساني كه با علم تاريخ سروكار داشته و دارند، علاوه بر گذشته نگري ، از آينده نگري بسيار خوبي برخوردار مي باشند و بيش از فلاسفه و متكلمان و فقيهان به درون عقول و نفوس مردم نفوذ مي كنند. از همه مهمتر اينكه بيش از يك سوم قرآن كريم با علم تاريخ مرتبط مي باشد و در واقع مي توان گفت تمام آيات قرآن منبعي تاريخي براي عصر نزول قرآن به شمار مي رود. قرآن كريم عمده جوامع بشري و حركت هاي سالم و انحرافي آن جوامع و مسير تكاملي يا نزولي آنها را مورد توجه قرار داده و بيشترين و مهم ترين بحث هاي زندگي ساز را بحث هاي تاريخي عنوان كرده است.
حال با توجه به موارد فوق اهميت كار يك معلم تاريخ در نظام آموزش و پرورش و تربيت نسل آينده بسيار سنگين و سترگ مينمايد. چنين فردي مي بايست داراي ويژگي ها و خصوصياتي منحصر به خود و رشته خود باشد تا بتواند در امر تعليم وتربيت موفق باشد.
چنين افرادي در طول دوران تحصيل خود براي آموزش دادن درس خاصي تخصص كسب كرده اند . البته اين در صورتي است كه امر آموزش را به عنوان مقولهاي علمي ، جدي تلقي كنيم و در زمينهي تدريس هر ماده درسي ، قائل به تخصص در همان ماده درسي باشيم. چرا كه تدريس يك ماده درسي توسط يك دبير غير متخصص در آن رشته ظلم و اجحاف به دانش آموزان ، آموزش و پرورش و آن علم مي باشد. چه بسا معلمانی که در طول دوران تحصیل دانشگاهی خود، حتی یک مقاله و کتاب تاریخی نخوانده اند و از مباحث ابتدایی تاریخ ایران و جهان نیز آگاهی ندارند ، اما به خود جرأت می دهند ، برای پر کردن ساعات تدریس خود ، ابلاغ درس تاریخ را بگیرند و عهده دار آموزش آن شوند. این گروه از معلمان به غلط تصور می کنند واداشتن دانش آموزان به روخوانی مطالب کتاب درسی و خط کشیدن زیر برخی مطالب و انجام پرسش و پاسخ و ارائه چند نمونه سوال، در واقع همان آموزش درس تاریخ است. چنین افرادی خوب می دانند که کارشان بیش از آنکه جنبه ی آموزشی داشته باشد ، پرکردن اوقات خود و دانش آموزان است. اگر دانش آموزی سوالی بپرسد، چنین معلمی جوابی بی ربط و نادرست تحویل او خواهد داد. همچنين، از آنجا که تدریس هر موضوعی ، زبان و ادبیات مخصوص به خود را می طلبد ، تدریس «تاریخ» نیز به عنوان مادر دانش های بشری ، نیازمند پیش شرط هایی است که هر یک از رشته های درسی به فراخور ماهیت و طبیعت آن دانش ، محتاج آن ها هستند.
اگر ويژگي هاي حرفه معلمی را به سه بخش تقسيم كنيم: علم ، فن و هنر.[3] علم عنصر اصلی است. اگر کسی تاریخ نخوانده باشد و بخواهد آنرا درس بدهد به اندازه کسی به جامعه لطمه می زند که یک معمار غیر متخصص در ساختن یک ساختمان مرتکب می شود و باعث فروپاشی آن در کوچک ترین حادثه ای می شود. چرا كه با این تفکر که تدریس تاریخ آسان است به تدریس آن مشغول می شوند، در حالی که با عملکرد ضعیف خود موجب نگاه منفی دانش آموزان به تاریخ می شوند.
از سوی دیگر معلم تاریخ ، باید به تاریخ و مباحث آن علاقه مند و به مباحث آن معتقد باشد و توانایی انتقال این اشتیاق و اعتقاد را به شاگردانش داشته باشد. معلمان ریاضی یا فیزیک اگر هم با درس و دانش آموز رفتار مکانیکی داشته باشند ، چندان ایرادی بر آنان نتوان گرفت، چرا که موضوع آن دروس اعدادی و انرژی هاست که فاقد شعور و احساسات هستند ، در حالی که معلم تاریخ نمی تواند این گونه عمل کند زیرا موضوع تاریخ انسان است. [4]
از ویژگی های ديگر معلم موفق تاریخ، برخورداری از فکر و نگاه تاریخی ، یعنی جست و جوگری و کشف تفاوت ها و تغییرات حقیقی است. مسائل تاریخ تنها این نیست که چه جنگ ها و درگیرهایی میان حاکمان و حكومت ها رخ داده، بلكه مهم تر از آن اين است كه چرا جنگ كردند. اگر علل و نتايج آن را بيان نكنيم ، چيزي جز گزارش تاريخي ارائه نكرده ايم. هنگام بحث از حوادث تاريخي ، كار دبير تاريخ بسيار دشوار است چرا كه بايد توانايي تشخيص تاريخ از داستان و حماسه و افسانه و اسطوره را در زمان و مكان معين داشته باشد. دبير هوشمند تاريخ پيش از بيان حوادث ، زمان و مكان حادثه را شرح مي دهد. او شرايط جغرافيايي ، نوع معيشت ، سطح فرهنگ و تركيب نژادي كشوري را كه ميدان حوادث است معلوم مي سازد و تا حد امكان با كشورهاي ديگر در همان زمان مي سنجد. او پيش از بيان حوادث از علل آنها سخن مي راند و در پايان نتيجه و تأثير حوادث را معلوم مي سازد.
معلمان و اساتيدي كه تدريس تاريخ را تنها وسيله ارتزاق مي پندارند ، نه تنها از انجام وظيفه خود رضايت معنوي نمي برند ، بلكه سرزنش و نارضايتي شاگردان امروز و اعتراض شهروندان فرداي ايران را بايد به جان پذيرا باشند. معلم تاريخ بايد با هدفهاي درسي تاريخ آشنايي داشته باشد . او مي تواند بر موضوعاتي تأكيد كند كه داراي اهميت بيشتري است يعني هدف اصلي تدريس است. در حالي كه دبير غير متخصص توان انجام اين كار را ندارد. معلم تاريخ بايد الفباي روش تدريس تاريخ را بداند . چرا كه اين درس بر هويت اسلامي ، ملي، فرهنگي وقومي دانش آموز استوار است. و عدم توانايي در ارائه صحيح تاريخ خود به دنيا و نسل امروزين جامعه ، موجب سرگرداني و بي هويتي جامعه در آينده خواهد شد .
خلاصه ي سخن اين كه، چنان كه گفته شد معلمي درس تاريخ، لوازم و شرايطي دارد كه مهم ترين آنها عبارتند از: تخصص و تجربه كافي در زمينه تاريخ ، دانش بالاي تاريخي و توانايي انتقال آن به فراگيران ، داشتن علاقه لازم به تاريخ و انگيزه بالا جهت انتقال آن به نسل بعدي ، برخورداري از فكر و نگاه تاريخي ، توانايي تجزيه و تحليل علل و پيامدهاي حوادث تاريخي ، توانايي شناسايي تاريخ از داستان و افسانه ، آشنايي با اهداف تدريس درس تاريخ و آشنايي با روشهاي گوناگون و فعال تدريس آن مي باشد.
اميد است مسئولان آموزش و پرورش با نظارت مستمر از ورود افراد كم سواد و بي اطلاع از تاريخ، بي علاقه ، سودجو و فرصت طلب براي تدريس درس تاريخ، موجبات اعتلاي آن را در جامعه فراهم آورند.
بهرام شفيعي - فوق ليسانس تاريخ ايران باستان- دبير تاريخ آبپخش، دبیرستان امام خمیتی (ره)(استعدادهای درخشان) برازجان، و مدرس دانشگاه - مدرس كلاس هوشمند - عناوين به دست آورده: مقام دوم جشنواره تدريس درس تاريخ كشور در كرمان در تابستان 91 و مقام برتر جشنواره طراحي سؤال درس تاريخ ايران و جهان 2 كشور در سال 92، تألیف دو کتاب در سال 95 با عنوان میراث کهن استان بوشهر (از ایلام تا پایان دوره سلوکیان) و بحر در بحیری(زندگینامه شهید میربهزاد شهریاری اولین نماینده مردم جنوب استان در مجلس شورای اسلامی) و تالیف 5 کتاب کمک آموزشی با همکاری دبیران تاریخ کشور تحت عنوان مجموعه راه آبریشم