آسيبشناسي وضعيت معلمان درس تاريخ
آسيبشناسي وضعيت معلمان درس تاريخ
مطابق برخی آمارهای غیررسمي، در کشور ما حدود ۱۰ هزار معلم و شاید در همین حدود دانشجوی تاریخ وجود دارد. درباره مدرک تحصیلی دبیران ، اطلاعات دقیقی در دست نیست اما غالب این دبیران باید مدرک کارشناسی داشته باشند و گروه بسیار کمتری نیز دارای مدرک کارشناسی ارشد هستند و قلیلی با مدرک دکتری - اگر جذب آموزش عالی و دانشگاه ها نشده باشند - در مراکز تربیت معلم تدریس ميکنند. مطابق اظهار نظر مسوولان ، اینچنین نیست که دبیران کنونی این درس ، جملگی دارای سوابق تحصیلی یا مدرک دانشگاهی در رشته تاریخ باشند بلکه کثیری از این معلمان را دارندگان مدرک تحصیلی در رشته های دیگر تشکیل ميدهند که به دلیل نیاز و با حکم مدیران ، به تدریس درس تاریخ مشغولند. در بررسی وضعیت دبیران تاریخ ، توجه به محورهای زیرضروری است:
الف - گرایش فکری
در بررسی جریانهای مختلف تاریخ نگاری در کشورمان ، به طیف های مختلفی همچون ، جریان غرب گرا، طیف ملی گرا، تاریخ نگاری مارکسیستی ، مورخان سلطنت طلب و... بر ميخوریم و یکی از این جریانها که متاسفانه چندان سابقه طولانی و چهره های شاخص تاریخ نگاری هم ندارد، طیف اسلامگرا است. جریان تاریخ نگاری اسلامگرا در دهه های اخیر و به ویژه پس از پیروزی انقلاب و در سایه اقتدار سیاسی انقلابیون مسلمان در ایران و به واسطه اسناد فراوان باقی مانده از گذشته ، پرکار و به یکی از جریانهای اصلی تاریخ نگاری بویژه در حیطه تاریخ معاصر تبدیل شده است. عمر کم تاریخ نگاری اسلامگرا، این امکان را فراهم نميسازد که دبیران تاریخ و هزاران دانشجو و علاقه مند به موضوعات تاریخی ، با همان نگاهی به تحلیل رخدادهای تاریخی بپردازند که مطلوب این جریان است.
واقعیت این است که غالب دبیران تاریخ ، فارغ التحصیلان دانشگاههای کشورند و اساتید، منابع مطالعاتی ، متون درسی و نوع نگاه حاکم بر دانشگاههای ما نیز چندان تناسبی با آرا و دیدگاههای طیف اسلامگرا ندارند. پیش فرضهای رایج در محیطهای دانشگاهی را عمدتا مورخان طیف ملی گرا یا غربگرا ساخته اند و به همین دلیل ، قضاوت آنها درباره بسیاری از رخدادهای مهم تاریخی(از پیش از اسلام تا تاریخ معاصر) با ارزیابی مورخان طیف اسلامگرا متفاوت است. پیروزی انقلاب اسلاميو وقوع انقلاب فرهنگی و برنامه ریزیهای مسوولان در سالهای گذشته ، هنوز هم نتوانسته این وضعیت را تغییر دهد به گونه ای که برخی از صاحبنظران معتقدند این مراکز اصلا از سوی انقلاب اسلامي، فتح نشده اند و به رغم پیروزی سیاسی ، دستاوردهای فرهنگی مااز جمله در حیطه تاریخ نگاری ، بسیار ناچیز بوده است.
البته تا زمانی که جریان اسلامگرا در تحلیل مستند رخدادهای تاریخی ، کتابها و آثاری فراوان و اساتید و صاحبنظران و مولفان متعددی را به جامعه علميعرضه نکند، قادر نخواهد بود به تغییر نگرش حاکم بر فضای تاریخ نگاری کشور اقدام کند و این ، کاری درازمدت است. در عین حال برای رسیدن به شرایط مطلوبتر، باید با برگزاری دوره های آموزش ضمن خدمت ، معلمان تاریخ را با مبانی فکری همه جریانهای تاریخ نگاری از جمله طیف اسلامگرا آشنا کرد.
ب - سواد علمی
پیشتر گفته شد که بسیاری از معلمان تاریخ ، اساسا فارغ التحصیلان رشته تاریخ نیستند. در این زمینه سرگروه تاریخ شهر تهران در گزارشی ميگوید: «یکی از دلایلی که این درس افت ميکند و به آن توجه نميشود، همین مساله است(استفاده از دبیرانی که رشته تحصیلی آنها تاریخ نیست) و اکثر همکاران هم خواسته شان این است که لااقل از فارغ التحصیلان رشته های مرتبط با تاریخ برای تدریس استفاده شود نه افرادی که اصلا ارتباطی با درس تاریخ ما نداشته باشند. این مساله متاسفانه از گذشته نیز بوده است. هر کسی برنامه کم دارد، تاریخ به او ميدهند. در نتیجه ، هم ارزش این درس از بین ميرود و هم دانش آموزان استفاده ای نميکنند و این کتاب با وجود این که این همه زحمت برای تالیف آن کشیده شده است ، هیچ ارزشی نخواهد داشت.
در عین حال ، همین تعداد از معلمان - اعم از کسانی که رشته تخصصی آنان تاریخ است و کسانی که در رشته های بی ارتباط با تاریخ یا نزدیک به آن تحصیل کرده اند - از جهات گوناگون دچار افت علميشده اند و ضمن از دست دادن انگیزه کار، به تکمیل دانش مورد نیاز خود مبادرت نميکنند. به گفته یکی از اساتید، مشکل اصلی ما کتاب درسی نیست بلکه مشکل مهمتر ما، بی انگیزگی و بی علاقگی معلم تاریخ است و نیز بی اندیشگی او. همین بی اندیشگی ، نوعی سادگی کاسبکارانه را پیش پای آنها گذاشته به طوری که فقط در شب فردای درس ، آن درس فردا را در محدوده کتاب ميخوانند و فردا، معرکه بلبل زبانی به راه مياندازند
برخی دیگر از اساتید بر این باورند که معلمان ما همان جایی که درسشان در دانشگاه تمام ميشود، مطالعه را رها ميکنند. معلمان تاریخ را باید وادار کرد که علمشان را به روز کنند. حتی باید در مورد دانشجویان سال اول تاریخ ، سنجشی صورت گیرد که انگیزه آنان در انتخاب رشته تاریخ چه بوده است.
بی انگیزگی و کم دانشی و به روز نبودن اطلاعات معلمان تاریخ ، ميتواند با استفاده از روشهایی مرتفع شود ولی در عمل چنین کاری با وسعت و جدیت ، صورت نميگیرد. به عنوان مثال ، غالب کتابهای درس تاریخ ، فاقد کتاب معلم و راهنمای تدریس هستند و معلمان در اکثر زمینه ها، اطلاعات تاریخی فراتر از کتاب را در دسترس خود نميبینند. همچنین دورههای بازآموزی و کلاسهای آموزش ضمن خدمت برای تکمیل اطلاعات هم به اندازه نیاز معلمان ، تشکیل نميشود بلکه در حد توجیه و آموزش تغییرات ایجاد شده در کتاب های درسی ، در دستور کار قرار ميگیرد. نشریات تخصصی نظیر رشد آموزش تاریخ هم به صورت فصلنامه منتشر ميشوند و با توجه به محتوای موجود، قادر به تامین همه نیازهای علميمعلمان تاریخ نیستند. مختصر آن که معلمان تاریخ ، غالبا_ از دانش تاریخی درخوری برخوردار نیستند و یا دانش آنان ، به روز نیست و به تکمیل دانسته های تاریخی خود، سخت نیازمندند و این امر بویژه در باره خیل بزرگ دبیرانی که رشته تخصصی آنان تاریخ نبوده است، بیشتر صدق ميکند.
ج – مهارت
یکی از مشکلات مهم و اساسی غالب معلمان تاریخ ، نداشتن مهارت کاری و آشنایی با فن تدریس و معلمياست. بی انگیزگی نه تنها معلمان را به تکمیل دانش و معلوماتشان ، سوق نميدهد بلکه در زمینه کسب مهارت معلميو استفاده از روشهای نوین آموزشی هم دچار رکود ميسازد. معلم تاریخ حتی اگر دانش کافی نداشته ولی از هنر معلميبرخوردار باشد، ميتواند بر جذابیت درس تاریخ بیفزاید و دانش آموزان را به آموختن و شرکت در مباحث کلا، علاقه مند کند.
مطابق برخی آمارهای غیررسمي، در کشور ما حدود ۱۰ هزار معلم و شاید در همین حدود دانشجوی تاریخ وجود دارد. درباره مدرک تحصیلی دبیران ، اطلاعات دقیقی در دست نیست اما غالب این دبیران باید مدرک کارشناسی داشته باشند و گروه بسیار کمتری نیز دارای مدرک کارشناسی ارشد هستند و قلیلی با مدرک دکتری - اگر جذب آموزش عالی و دانشگاه ها نشده باشند - در مراکز تربیت معلم تدریس ميکنند. مطابق اظهار نظر مسوولان ، اینچنین نیست که دبیران کنونی این درس ، جملگی دارای سوابق تحصیلی یا مدرک دانشگاهی در رشته تاریخ باشند بلکه کثیری از این معلمان را دارندگان مدرک تحصیلی در رشته های دیگر تشکیل ميدهند که به دلیل نیاز و با حکم مدیران ، به تدریس درس تاریخ مشغولند. در بررسی وضعیت دبیران تاریخ ، توجه به محورهای زیرضروری است:
الف - گرایش فکری
در بررسی جریانهای مختلف تاریخ نگاری در کشورمان ، به طیف های مختلفی همچون ، جریان غرب گرا، طیف ملی گرا، تاریخ نگاری مارکسیستی ، مورخان سلطنت طلب و... بر ميخوریم و یکی از این جریانها که متاسفانه چندان سابقه طولانی و چهره های شاخص تاریخ نگاری هم ندارد، طیف اسلامگرا است. جریان تاریخ نگاری اسلامگرا در دهه های اخیر و به ویژه پس از پیروزی انقلاب و در سایه اقتدار سیاسی انقلابیون مسلمان در ایران و به واسطه اسناد فراوان باقی مانده از گذشته ، پرکار و به یکی از جریانهای اصلی تاریخ نگاری بویژه در حیطه تاریخ معاصر تبدیل شده است. عمر کم تاریخ نگاری اسلامگرا، این امکان را فراهم نميسازد که دبیران تاریخ و هزاران دانشجو و علاقه مند به موضوعات تاریخی ، با همان نگاهی به تحلیل رخدادهای تاریخی بپردازند که مطلوب این جریان است.
واقعیت این است که غالب دبیران تاریخ ، فارغ التحصیلان دانشگاههای کشورند و اساتید، منابع مطالعاتی ، متون درسی و نوع نگاه حاکم بر دانشگاههای ما نیز چندان تناسبی با آرا و دیدگاههای طیف اسلامگرا ندارند. پیش فرضهای رایج در محیطهای دانشگاهی را عمدتا مورخان طیف ملی گرا یا غربگرا ساخته اند و به همین دلیل ، قضاوت آنها درباره بسیاری از رخدادهای مهم تاریخی(از پیش از اسلام تا تاریخ معاصر) با ارزیابی مورخان طیف اسلامگرا متفاوت است. پیروزی انقلاب اسلاميو وقوع انقلاب فرهنگی و برنامه ریزیهای مسوولان در سالهای گذشته ، هنوز هم نتوانسته این وضعیت را تغییر دهد به گونه ای که برخی از صاحبنظران معتقدند این مراکز اصلا از سوی انقلاب اسلامي، فتح نشده اند و به رغم پیروزی سیاسی ، دستاوردهای فرهنگی مااز جمله در حیطه تاریخ نگاری ، بسیار ناچیز بوده است.
البته تا زمانی که جریان اسلامگرا در تحلیل مستند رخدادهای تاریخی ، کتابها و آثاری فراوان و اساتید و صاحبنظران و مولفان متعددی را به جامعه علميعرضه نکند، قادر نخواهد بود به تغییر نگرش حاکم بر فضای تاریخ نگاری کشور اقدام کند و این ، کاری درازمدت است. در عین حال برای رسیدن به شرایط مطلوبتر، باید با برگزاری دوره های آموزش ضمن خدمت ، معلمان تاریخ را با مبانی فکری همه جریانهای تاریخ نگاری از جمله طیف اسلامگرا آشنا کرد.
ب - سواد علمی
پیشتر گفته شد که بسیاری از معلمان تاریخ ، اساسا فارغ التحصیلان رشته تاریخ نیستند. در این زمینه سرگروه تاریخ شهر تهران در گزارشی ميگوید: «یکی از دلایلی که این درس افت ميکند و به آن توجه نميشود، همین مساله است(استفاده از دبیرانی که رشته تحصیلی آنها تاریخ نیست) و اکثر همکاران هم خواسته شان این است که لااقل از فارغ التحصیلان رشته های مرتبط با تاریخ برای تدریس استفاده شود نه افرادی که اصلا ارتباطی با درس تاریخ ما نداشته باشند. این مساله متاسفانه از گذشته نیز بوده است. هر کسی برنامه کم دارد، تاریخ به او ميدهند. در نتیجه ، هم ارزش این درس از بین ميرود و هم دانش آموزان استفاده ای نميکنند و این کتاب با وجود این که این همه زحمت برای تالیف آن کشیده شده است ، هیچ ارزشی نخواهد داشت.
در عین حال ، همین تعداد از معلمان - اعم از کسانی که رشته تخصصی آنان تاریخ است و کسانی که در رشته های بی ارتباط با تاریخ یا نزدیک به آن تحصیل کرده اند - از جهات گوناگون دچار افت علميشده اند و ضمن از دست دادن انگیزه کار، به تکمیل دانش مورد نیاز خود مبادرت نميکنند. به گفته یکی از اساتید، مشکل اصلی ما کتاب درسی نیست بلکه مشکل مهمتر ما، بی انگیزگی و بی علاقگی معلم تاریخ است و نیز بی اندیشگی او. همین بی اندیشگی ، نوعی سادگی کاسبکارانه را پیش پای آنها گذاشته به طوری که فقط در شب فردای درس ، آن درس فردا را در محدوده کتاب ميخوانند و فردا، معرکه بلبل زبانی به راه مياندازند
برخی دیگر از اساتید بر این باورند که معلمان ما همان جایی که درسشان در دانشگاه تمام ميشود، مطالعه را رها ميکنند. معلمان تاریخ را باید وادار کرد که علمشان را به روز کنند. حتی باید در مورد دانشجویان سال اول تاریخ ، سنجشی صورت گیرد که انگیزه آنان در انتخاب رشته تاریخ چه بوده است.
بی انگیزگی و کم دانشی و به روز نبودن اطلاعات معلمان تاریخ ، ميتواند با استفاده از روشهایی مرتفع شود ولی در عمل چنین کاری با وسعت و جدیت ، صورت نميگیرد. به عنوان مثال ، غالب کتابهای درس تاریخ ، فاقد کتاب معلم و راهنمای تدریس هستند و معلمان در اکثر زمینه ها، اطلاعات تاریخی فراتر از کتاب را در دسترس خود نميبینند. همچنین دورههای بازآموزی و کلاسهای آموزش ضمن خدمت برای تکمیل اطلاعات هم به اندازه نیاز معلمان ، تشکیل نميشود بلکه در حد توجیه و آموزش تغییرات ایجاد شده در کتاب های درسی ، در دستور کار قرار ميگیرد. نشریات تخصصی نظیر رشد آموزش تاریخ هم به صورت فصلنامه منتشر ميشوند و با توجه به محتوای موجود، قادر به تامین همه نیازهای علميمعلمان تاریخ نیستند. مختصر آن که معلمان تاریخ ، غالبا_ از دانش تاریخی درخوری برخوردار نیستند و یا دانش آنان ، به روز نیست و به تکمیل دانسته های تاریخی خود، سخت نیازمندند و این امر بویژه در باره خیل بزرگ دبیرانی که رشته تخصصی آنان تاریخ نبوده است، بیشتر صدق ميکند.
ج – مهارت
یکی از مشکلات مهم و اساسی غالب معلمان تاریخ ، نداشتن مهارت کاری و آشنایی با فن تدریس و معلمياست. بی انگیزگی نه تنها معلمان را به تکمیل دانش و معلوماتشان ، سوق نميدهد بلکه در زمینه کسب مهارت معلميو استفاده از روشهای نوین آموزشی هم دچار رکود ميسازد. معلم تاریخ حتی اگر دانش کافی نداشته ولی از هنر معلميبرخوردار باشد، ميتواند بر جذابیت درس تاریخ بیفزاید و دانش آموزان را به آموختن و شرکت در مباحث کلا، علاقه مند کند.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم آذر ۱۳۹۲ ساعت ۹:۴۶ ب.ظ توسط بهرام شفيعي
|
بهرام شفيعي - فوق ليسانس تاريخ ايران باستان- دبير تاريخ آبپخش، دبیرستان امام خمیتی (ره)(استعدادهای درخشان) برازجان، و مدرس دانشگاه - مدرس كلاس هوشمند - عناوين به دست آورده: مقام دوم جشنواره تدريس درس تاريخ كشور در كرمان در تابستان 91 و مقام برتر جشنواره طراحي سؤال درس تاريخ ايران و جهان 2 كشور در سال 92، تألیف دو کتاب در سال 95 با عنوان میراث کهن استان بوشهر (از ایلام تا پایان دوره سلوکیان) و بحر در بحیری(زندگینامه شهید میربهزاد شهریاری اولین نماینده مردم جنوب استان در مجلس شورای اسلامی) و تالیف 5 کتاب کمک آموزشی با همکاری دبیران تاریخ کشور تحت عنوان مجموعه راه آبریشم