مهمترین عوامل شکست و ناکامی نهضت مشروطه(به نتیجه نرسیدن نهضت مشروطه)

مهمترین عوامل شکست و ناکامی نهضت مشروطه(به نتیجه نرسیدن نهضت مشروطه)

1-   فقدانِ رهبری متشکل، منسجم و پی گیر. متأسفانه نهضت مشروطه دارای یک رهبری متشکل و سازمان یافته نبود تا بتواند به درستی این نهضت را هدایت کند.

2-   نداشتن طرح برای پس از پیروزی. با توجه به اینکه جریان مختلف در پیروزی مشروطه نقش داشتند؛ لذا نتوانستند طرحی نو برای پس از پیروزی نهضت ارائه دهند تا رنهضت دچار تفرقه و اختلاف نشود.

 

 

ادامه نوشته

معادن سنگ‌تراشی کاخ‌های هخامنشیان در دشتستان

معادن سنگ‌تراشی کاخ‌های هخامنشیان در دشتستان

با کشف کاخ‌های هخامنشیان در دشتستان، محققان به‌یقین رسیدند که استان بوشهر به‌خصوص دشتستان در دوره‌ی هخامنشیان از جایگاه ویژه‌ای برخوردار بوده است. در این میان همواره یک سؤال برای باستان‌شناسان باقی مانده بود و آن این بود که سنگ‌های مورداستفاده جهت ساخت این کاخ از کجا تأمین می‌شده است.

مطالعاتی که در مکان سنگ‌های حجاری‌شده‌ی کوهستان شرقی چرخاب و محل معروف به کوه گیسکان از ارتفاعات زاگرس جنوبی به عمل آمد، معلوم می‌دارد که صدها سنگ آماده‌ی حمل نه برای کاخی کوچک، بلکه برای قصری عظیم در مقایسه با پاسارگاد پیش‌بینی‌شده که با مرگ کوروش هرگز عملی نشد. لازم به ذکر است که نگارنده خود یکی از این معادن را از نزدیک موردبررسی قرار داده است. در این دو معدن تنها سنگ‌های سفید و کرم‌رنگ تهیه می‌شده و محل معدن سنگ‌های سیاه به‌کاررفته در این کاخ‌ها هنوز مشخص نشده است.

اولین کارگاه سنگ‌تراشی هخامنشیان در حدود 5 کیلومتری شرق برازجان در کوه‌های گیسکان و در ادامه‌ی رشته‌کو‌ه‌های زاگرس در محلی به نام تنگ گیر و به ارتفاع حدود 500 متری از دشت قرار دارد. در ابتدا که به بالای قله روانه می‌شویم سنگ‌های برش داده‌شده و قلوه‌سنگ‌هایی که در ظاهر زائد می‌باشد، نمایان می‌گردد. در محل سنگ‌های آماده‌ی حمل زیادی وجود دارد که ابعاد این سنگ‌ها متفاوت است و بزرگ‌ترین آن 3×3 متر و به ضخامت 50 سانتی‌متر می‌باشد (سرفراز: سومین فصل کاوش چرخاب، 1383، 13-9).

دومین معدن سنگ‌تراشی هخامنشیان در 8 کیلومتری شمال شرقی برازجان و در دنباله‌ی دامنه‌ی شمالی کوه‌های گیسکان، در روستای راهدار قرار دارد. این معدن بر روی خط‌الرأس مشرق بر دشت راهدار و ویرانه‌های کان‌سار (پوزه‌پلنگی) در کوه‌هایی به همین نام دیده می‌شود که از هزاره‌های دور تا امروز سنگ‌های سفید آهکی از آن استخراج می‌شده است. تخته‌سنگ‌های بزرگ جداشده از سنگ مادر که سرتاسر قله‌ و بال‌های زیر کوه پوزه‌پلنگی را هنوز پوشانده، بیش‌ترین گواه بر استخراج سنگ از این منطقه از گذشته‌های دور می‌باشد. راه باستانی ناهمواری که تخته‌سنگ‌های بزرگ را از بلندی‌های پوزه‌پلنگی به دشت راهدار می‌برده‌اند، هنوز به چشم می‌آید (جعفری: 1384، 3-1).

شیوه‌‌ی استخراج و آماده‌سازی سنگ‌ها به روش شناخته‌شده در دیگر مجموعه‌های باستانی است. این روش به این صورت است که پس از گزینش سنگ مادر، چندین سوراخ به عمق 18 تا 24 سانتی‌متر و به فاصله‌های 12 تا 22 سانتی‌متر ایجاد می‌کرده‌اند و چوب‌هایی درون این سوراخ‌ها گذاشته و با آب آن‌ها را خوب خیس می‌نمودند. بانفوذ آب در تیرچه‌های چوبی و تورم آن‌ها، تخته‌سنگ از سنگ مادر جداشده و سپس آماده حمل می‌گردید (یغمایی: کاوش‌های کاخ بردک‌سیاه، 1383، 20). آوردن سنگ‌های آماده به این صورت بود که در کف درّه با دو ردیف چهارتایی قاطر یا شتر را با چوب‌بست هم‌زور کرده و کارگران در بالا و پایین چوب‌های سدر قطوری را با طناب یا زنجیر مهار نموده و شیب دست‌سازی که ساخته بودند تا سنگ‌ها را به درّه برسانند. در سطح درّه، حیوان را طوری نگه می‌داشتند که پشت آن‌ها به‌طور کامل مساوی و طراز با آخرین نقطه‌ی شیب باشد تا وقتی‌که سنگ‌ها روی غلطک‌های چوبی به‌طرف دره هدایت می‌شود به‌راحتی روی چوب‌بست‌ها به پشت قاطر قرار گیرد. سپس با طی فاصله‌ی 7 کیلومتری، سنگ‌ها را به محل برپایی کاخ می‌رساندند (سرفراز: سومین فصل کاوش چرخاب، 1383، 15-14). به نظر می‌رسد که پس از حمل سنگ‌ها به محل ساخت بناها، سنگ‌ها را در آنجا صیقل داده و آماده نموده و در سر جای خود قرار می‌‌دادند.

نتایج و پیامدهای انقلاب مشروطه چه بود؟

 

تأثیر تبدیل نهضت عدالتخانه به مشروطه در انحراف نهضت مشروطه، از مباحث بسیار مهم و عبرت انگیز تاریخ معاصر ایران به شمار می آید که دقت و تعمق در آن نقش مهمی در تحلیل تحولات کنونی و آینده انقلاب اسلامی و درک تغییرات اجتماعی نو ظهور ایفا می کند.
در پاسخ به سئوال فوق ضمن پذیرش پیامدهای مثبت این انقلاب که در ادامه همین نوشتار به آن اشاره خواهیم کرد برخی از پیامدهای منفی این انقلاب را از نظر می گذرانیم:
الف) پیامدهای منفی
1. جایگزینی ملی گرایی به جای دین مداری:
در نهضت مشروطه، تا زمانی که هدف تشکیل عدالتخانه بر اساس احکام اسلام بود، سخن از تقابل مردم با خدا، و قانون اساسی با قرآن و ملت با شریعت نبود ، ولی به موازات رشد جایگزینی مشروطه به جای عدالت خواهی اسلامی، سخن از حکومت مشروطه منهای خدا محوری و دین سالاری به میان آمد و عده ای تلاش کردند ملاک مشروعیت مقررات کشور و قوانین دولت و اساساً کلیه اقدامات قوای کشور، مطابق با شریعت نباشد بلکه ملاک همان مصوبات مجلس بر مبنای عرف باشد، از این رو با اصرار فراوان پسوند اسلامی را از مجلس برداشتند و به جای مجلس شورای اسلامی، مجلس شورای ملی را قرار دادند.
2. پیدایش ارزش های جدید و واژه های مقدس مدرن
نکته مهم دیگر در فرایند استحاله نهضت مشروطه پیدایش مفاهیم جدید و واژه های مقدس در فضای فرهنگی ایران است. مشروطه گران غرب زده برای نهادینه کردن اندیشه ها و نائل آمدن به اهداف خود ابتدا مفاهیم مبهم و شعارهای لغزنده ای را در فضای فرهنگی کشور تقدس بخشیدند؛ شعارهایی که آنها مطرح کردند سه ویژگی داشت:
اولاً: در فضای ضد استبدادی جامعه ایران و در میان مردمی که از ظلم و ستم و خودکامگی سلاطین قاجار به تنگ آمده بودند شعاری مطلوب و دلپذیر بود.
ثانیاً: مرزها تعریف مشخصی نداشت؛ یعنی مفهوم دقیق آن روشن نبود. از واژه های کلی و چند پهلو استفاده می شد.
ثالثاً: در صورتی که بدون حدّ و مرز و نامحدود لحاظ می شد، با مفاهیم و دستورهای دینی تعارض پیدا می کرد مفاهیمی چون آزادی، مساوات، برادری، اتباع اکثریت و در رأس همه آنها مشروعیت چنین ویژگی هایی را در خود داشتند و نکته جالب این است که در مرحله طرح و تقدس بخشی، طراحان مشروطه مقصد اصلی خویش را از طرح این مقولات روشن نمی کردند. هر قدر علما و روحانیون تیزبین از آنها می خواستند تا دقیقاً مقصود خود را از مفاهیم فوق روشن کنند، در ارائه پاسخ روشن طفره می رفتند.
3. رشد جریان های سکولار
به دنبال پیدایش مفاهیم مقدس نوظهور و تکوین ارزش های نوین که رابطه آن با مفاهیم مقدس دینی هم چون عدالت، اسلام، تشیع، مرجعیت، تقلید و قرآن مبهم و نامفهوم بود، زمینه رشد احزاب و جریان های بی ارتباط و حتی معارض دین در جامعه فراهم آمد؛ زیرا با تحول پدید آمده در ارزش های نهضت مشروطه حساسیت های مردم نسبت به جریان ها و چهره های فکری سیاسی غیر دینی از بین رفت و تقسیم بندی های جدیدی بر اساس مفاهیم بنیادین مشروطه، یعنی آزادی، مساوات، برادری و غیره صورت گرفت. از این رو پس از رشد فکر مشروطه غربی در نهضت مشروطه، ما شاهد پدیده هایی چون توهین به مقدسات و علمای دینی و مخالفت علنی با اصول و فروع شریعت هستیم.
4. فروپاشی مرز خودی و غیر خودی و بازگشت به دامن استعمار
تا پیش از انقلاب مشروطه، استعمار انگلیس در ایران چهره ای منفور داشت و ملت ما در نهضت تنباکو به مبارزه با آن برخاسته بود، ولی به موازات رشد فکر مشروطه خواهی، توجه به سفارت انگلیس و دولت مردان انگلستان جلب گردید و منورالفکران به انگلستان با نگاهی اعتماد آمیز نگریستند؛ لذا از سفیر خواستند مفهوم مشروطه را برایشان تبیین کند، سپس عناصر و نهادهای تشکیل دهنده نظام مشروطه را تعریف و آن گاه در مرحله سوم به این فکر افتادند که شخصی را از انگلستان دعوت کنند تا آنها را در تشکیل مجلس و تدوین قوانین مجلس یاری دهد و بدین سان مقررات ملت تحت تأثیر کشوری قرار گرفت که سالیان متمادی در پی فرصتی برای بلعیدن ثروت های ایران و اضمحلال فرهنگ و هویت دینی ملت ایران و سلطه سیاسی بر آنها بود.
5. حذف نیروهای مذهبی
یکی از خصوصیات بارز و برجسته نهضت مشروطه این است که مردم انقلابی در ابتدای امر همگی می دانستند چه نمی خواهند ولی نمی دانستند چه می خواهند.
این قضیه در میان تمام سطوح جامعه مطرح بود، مگر عناصر سکولار و منورالفکران و ماسون هایی که از ابتدا با هدف مشخصی حرکت را به صورت مرموزانه ای آغاز کرده بودند، بدنه و توده انقلابی و مردمی که در میدان مبارزه حضور فعال داشتند همگی استبداد قاجار را نمی پسندیدند و در صدد بودند تا ظلم و ستم پادشاهان و شاهزاده های قاجار را مهار کنند.
علما و روحانیون نیز با همین هدف وارد میدان شدند اما طرح آینده انقلاب دقیقاً برایشان روشن و هویدا نبود و این مساله خود عامل مهمی در منزوی شدن نیروهای مذهبی از صحنه برنامه ریزی و تصمیم گیری های کلان کشور پس از پیروزی مشروطه به شمار می آمد.
نیروهای مذهبی در عین این که در نفی استبداد و تشکیل حکومت موافق با موازین اسلام با یکدیگر همنوا بودند امّا در این که کدام نوع و سیستم حکومتی تأمین کننده خواسته آنان است، تصور روشنی در دست نداشتند. برخی گمان می کردند مشروطه نجات بخش آنهاست؛ برخی دیگر جمهوریت را بر مشروطیت ترجیح می دادند و دسته ای اساساً مرزی بین آنها احساس نمی کردند و حکومتی را که در دل خود عدل و مساوات و آزادی را داشت مطلوب می شمردند.
6. بروز هرج و مرج و استبداد جدید
هرج و مرج و بی نظمی در اداره کشور از دیگر پیامدهای ناهنجار و غم انگیز مشروطه غربی بود، به گونه ای که هر چه از پیروزی انقلاب می گذشت، وضع اقتصادی و امنیتی جامعه نابسامان تر می شد، به عنوان نمونه، در حالی که ایران پس از استبداد صغیر در مشروطه دوم از سوی قوای درگیر در جنگ جهانی سخت تهدید می شد و بیم آن می رفت که طرفین ایران را اشغال کنند، مشروطه گران تندرو به جای تشکیل به یک نیروی نظامی و ارتش منسجم برای حفظ امنیت کشور، بودجه مملکت را صرف زیاد کردن اداره ها و توسعه دستگاه هایی می کردند که چیزی جز ضرر و زیان برای این ملت به بار نمی آورد. و به جای این که به فکر آبادانی واقعی شهرها و روستاها و اصلاحات حقیقی اقتصادی باشند همّ خود را صرف مقابله با دین و احکام شریعت می کردند.
در مسایل اقتصادی و امور مالی، یا اساساً دغدغه ای بین مسئولین نبود و یا اگر هم بعضاً اقدامی صورت می گرفت در حقیقت افساد اقتصادی بود، نه اصلاح و چیزی جز نارضایتی عمومی به دنبال نداشت. کسانی که مدال به اصطلاح آزادی خواهی و جهادگری را بر سینه چسبانده بودند و در میان مردم به نام مجاهد و آزادی طلب شهرت یافته بودند نه تنها به وعده های خویش در مورد آزادی عمل نکردند بلکه با ایجاد فضای رعب و وحشت در میان جامعه و تنگ کردن عرصه بر مخالفان، استبدادی به مراتب بدتر از استبداد قاجار را پدید آوردند.
ب) پیامدهای مثبت
انقلاب مشروطه با همه مشکلات و ناکامی هایی که در بر داشت و به آن اشاره شد آثار عمده مثبتی نیز از خود بر جای نهاد که به برخی اشاره می کنیم.
1. مفاهیمی مانند قانون اساسی، مجلس، آزادی انتخابات و... با این انقلاب مطرح شده و رسمیت یافت و اصل وجود قانون اساسی و مجلس با آثار سیاسی مهمی همراه بود.
2. تجربیات ارزشمند انقلاب مشروطه در زمان وقوع انقلاب اسلامی مورد توجه واقع شد.
3. از یک سو نابودی نظام سلطنتی و قطع کامل سلطه بیگانگان بر کشور و توجه به فرهنگ و ارزش های خودی مورد توجه قرار گرفت و از دیگر سو، رخنه عناصر بیگانه و فرصت طلب در مشروطه، هوشیاری انقلابیان مذهبی را برای جلوگیری از تکرار این امر در انقلاب اسلامی برانگیخت.[1] در نهایت لزوم حفظ وحدت میان نیروهای انقلاب را گوشزد کرد.
معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:
1ـ از عدالتخانه تا مشروطه غربی، جواد سلیمانی، قم، مرکز مطالعات و پژوهشهای فرهنگی حوزه علمیه از انتشارات مرکز مدیریت حوزه، چاپ 1384.
2ـ انقلاب اسلامی و چرایی و چگونگی رخداد آن، جمعی از نویسندگان، انتشارات نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها.
پاورقی ها:
[1] . ر.ک: صفاری، ابراهیم، رهبران مشروطه، ص10.

نهضت مشروطیت

نهضت مشروطیت

1-کلمه مشروطه

2- تعریف حکومت مشروطه

3- عوامل و زمینه‌های مشروطیت

4-حوادث نهضت مشروطه

5-نتایج نهضت مشروطه

1-کلمه مشروطبه معنی لازم‌گردانيده‌شده و پيمان‌كرده‌شده. پيمان‌شده و ملزم‌كرده‌شده. تعليق‌كرده‌شده‌ي چيزى به چيزى ديگر. شرط ‌شده. ملزم‌شده. الزام‌كرده‌شده. با شرط و پيمان. مقيد. باقيد. باشرط، مقابل مطلق.

مشروط بودن؛ عهد و پيمان و ارادت داشتند داراى شرط و پيمان بودن و معلق بودن.

قضیه‌ای که در آن شرط به کار رفته باشد.

2- تعریف حکومت مشروطه

نوعی حکومت که در آن وضع قوانین بر عهده مجلس یا مجلسین است و دولت مجری قانون می‌باشد.

مفاهیم مشروطه در نوشته‌های مورخان و سفرنامه‌نویسیان و روشنفکران

1- در سفرنامه میرزا صالح شیرازی بارها از مشورت‌خانه به عنوان پایه حکومت غیراستبدادی انگلیس اشاره شده است.

2- در نوشته‌های سید جمال واژه‌هایی چون عدالت، مساوات، برابریو قانون و مجلس شورا سخن به میان آمده است.

3- سید محمد طباطبایی در سخنرانی های خود از مشروطیت سخن رانده است.

4- آخوندزاده در کتاب‌های خود واژه کنستیوسیون(constitution) که معادل مشروطه می باشد اشاره نموده است.

5- مستشارالدوله نیز در سایل خود از این واژه استفاده نموده است.

6- میرزا ملکم خان نیز از واژه قانون سخن رانده بودو از مشروطیت به عنوان حکومت معتدل نام برده است.

7- طالبوق و زین‌العابدین مراغه‌ای نیز به حکومت پارلمانی یا قانونی اشاره نموده‌اند.

 

3- عوامل و زمینه‌های مشروطیت

عوامل خارجی

الف: قلمرو اروپایی

1- انقلاب کبیر فرانسه

2- تدوین یک رشته قوانین اصلاحی در انگلستان در قرن 19

3- پیدایش و شکل گیری تعدادی نظام‌های مشروطه در کشورهای دانمارک، اتریش – مجارستان، آلمان و فرانسه

4- وقوع انقلاب ضد تزاری روس

ب: قلمرو غیراروپایی

1- پیدایش دستگاههای دیوانی و مجالس مشروطه در مصر

2- تدوین چند قانون اساسی در هند و تشکیل کنگره ملی هند

3- اعلام و تصویب قانون اساسی ژاپن توسط امپراتور

4- تدوین قانون اساسی توسط عثمانیان نودر 1876 در زمان سلطان عبدالحمید

عوامل داخلی

الف: زمینه‌ها و علل سیاسی

1- عملکرد دولت قاجار و ورشکستگی روزافزون سیاسی

2- فقدان قانون و امنیت

3- فساد حاکم بر دربار

4-ساختار سیاسی کشور

5-ناتوانی حکومت در تغییر و اصلاح امور و پاسخگویی به ضرورت‌ها

ب: نفوذ و سلطه استعمار خارجی

1- سلطه روس و انگلیس از دوره‌ی ناصری

2- اخذ امتیازات بزرگ سیاسی و اقتصادی

3- نفوذ بیگانگان در ساختار سیاسی کشور

4-حضور روز‌افزون اتباع خارجی

ج: عامل اقتصادی

1- بحران مالی دولت از جمله عیاشی‌‌ها، و مسافرت‌ها به فرنگ، کاهش ارزش پول و کاهش ارزش جهانی نقره و استقراض‌های متعدد، کاهش بهاط صادرات دولت

2- رکود تجارت و فقدان صنایع ملی از جمله تعرفه‌های جدید گمرکی و رکود تجارت،

3- احتکار و گرانی و فقر مردم از جمله نقدی شدن و افزایش کمی و کیفی مالیات و تنگدستی طبقات فرودست و فرار آنها به کشورای مجاور، مشکل نان در اواخر سلطنت ناصرالدین‌شاه، قحطی‌های متعدد،

د: عامل اجتماعی

1- رشد طبقات متوسط

2- روح بیگانه‌ستیزی از جمله خاطرات تلخ شکست‌های ایرانیان در جنگ‌ها و عقد معاهدات ننگین با روسیه، نفرت از امتیازاتی مثل رویتر و ..

3- روح عدالت‌خواهی از جمله شورش‌ها و اعتراضات متعدد مردم علیه حکام و عوامل دولتی

4-ساختار سیاسی کشور

و: عامل مذهبی

1- بیگانه‌ستیزی روحانیت

2- انسجام روحانیت به ویژه پس از قرارداد رژی

3- بذل توجه علما عتبات به مسایل رایج در ایران 

4- تأثیر اسلام در مبارزه با استعمار و استبداد در طول تاریخ اسلام

ی: عامل فرهنگی

1- ترجمه کتاب‌هایی در باب حقوق و قانون ، تألیف یکسری رسائل سیاسی و انتشار، مجلات در داخل و خارج از کشور و انتشاراعلامیه و شب نامه‌هایی توسط انجمن‌های مخفی

2- آشنایی اقشاری از جامعه با آفکار و آثار نوین اروپایی و شرایط حاکم بر دیگر ملل دنیا از طریق تحصیل، تجارت و ...

3- تأسیس و گسترش مدارس جدید

طبقات یاری کننده مشروطیت

الف: گروه رهبران و سردمداران

1- روشنفکران

2-روحانیان

3- بازرگانان

ب- گروه رهروان و پیروان

1- پیشه‌وران

2- طلاب حوزه‌های دینی

3- محصلین مدارس جدید داخلی و تحصیل کردگان از خارج برگشته.

انجمن‌های مخفی مؤثر در مشروطیت

1- فراموشخانه میرزا ملکم‌خان

2- مجمع آدمیت- تأسیس توسط عباسقلی آدمیت

3- انجمن ملی مهم‌ترین عضو ملک‌المتکلمین

4- انجمن مخفی تأسیس به پیشنهاد و ریاست سید محمد طباطبایی

5- فرقه اجتماعیون عامیون- تأسیس توسط رسول‌زاده و نریمانف از رهبران بلشویک روسیه

اساسی ترین حرکت هایی که به نهضت مشروطه منجر شد:

1- پیروزی در نهضت تنباکو

2- ترور و قتل ناصرالدین شاه

نتایج پیروزی نهضت تنباکو:

1- آگاهی طبقه بازرگان به ارزش سیاسی طبقاتی حاصل از نیروی اقتصادی خویش

2- تجدید پیوند توده مردم با روحانیت

3- وحدت و تشکل بازرگانان و اصناف

4- شدت گرفتن پیوند میان بازرگانان و روحانیون

5- اتحاد و انسجام دستگاه روحانی در داخل و خارج از کشور

6-توجه و آگاهی روشنفکران به قدرت روحانیت، بازرگانان و به ویژه توده مردم

نتایج قتل ناصرالدین‌شاه به دست میرزا رضا کرمانی

1- شکست قداست سلطانی و ظل‌اللهی

2- به وجود آمدن ضعف و تزلزل در استبداد مطلقه سلطنت و نظام حکومتی قاجار

3- فراهم شدن زمینه و همواره شدن راه قانونی‌خواهی و ظلم‌ستیزی بر اثر شکست قداست سلطنت و انعطاف نسبی استبداد

4-حوادث نهضت مشروطه

1- ماجرای نوز بلژیکی

2- آشوب کرمان

3- ماجرای بانک استقراضی روس

4- چوب خوردن و مورد اهانت قرار گرفتن تجار قند

5- واقعه مسجد شاه

6- مهاجرت به حضرت عبدالعظیم

7- واقعه مسجد جمعه

8- مهاجر به قم و پناهنده شدن گروهی از اصناف، طلاب و گروههایی از مردم به سفارت انگلستان

علل پناهنده شدن مردم به سفارت انگلستان

1- بی پناه ماندن مردم پس از مهاجرت روحانیون

2- نیاز به مکانی برای نجات جنبش اوج‌گرفته

3- برخورداری سفارتخانه‌ها از نیروی سیاسی لازم جهت حفاظت از پناهندگان

4- خوش‌بینی مردم به مأموران انگلیسی

صدور فرمان مشروطه:

فرمان مشروطیت در 14 جمادالثانی 1324 برابر با 14 مرداد 1285 از سوی مظفرالدین‌شاه صادر شد. در این فرمان اسمی از مشروطیت نیست تنها به صدراعظم می گوید: مجلسی از نمایندگان تشکیل بدهد.

5-نتایج نهضت مشروطه

دستاوردهای مجلس اول

1- تدوین قانون اساسی در 51 اصل

2- تعیین تعداد وزرا به 8 نفر، حدود و اختیارات آنها در برابر مجلس

3- اعمال فشار بر محمدعلی‌شاه برای پذیرش مشروطه بودن نظام سلطنتی

4- عزل حکام و نایب‌الحکومه‌های ستمگر

5- طرح‌ریزی برای تأسیس نخستین بانک ملی ایرانی

6- تدوین و تصویب متمم قانون اساسی

7- تبدیل سلطنت مطلقه به سلطنت مشروطه

8- گسترش مطبوعات آزاد

9-تشکیل انجمن‌ها و احزاب

10- اصلاحات اقتصادی

 

به مناسبت چهاردهم مرداد سالگرد انقلا ب مشروطیت

به مناسبت چهاردهم مرداد سالگرد انقلا ب مشروطیت

 

انقلا ب مشروطیت را در ایران می توان سرآغاز عصر جدید تاریخ این مرز و بوم تلقی کرد. در واقع با تحلیلی که از عوامل و اسباب و نتایج و پیامدهای این جنبش تاثیرگذار و همگانی می توان ارائه داد در یک نکته تردید روا نیست و آن اینکه این حرکت فراگیر و همه جانبه تحولا تی عمیق و گسترده در جامعه ایرانی برجای نهاد؛ تحولا تی که تاریخ معاصر ایران هیچگاه از دامنه تاثیرات آنها برکنار نبوده است. اینک در سالگرد جنبش ملی و دینی مشروطه خواهی ایرانیان، با گرامیداشت یاد و خاطره شهیدان، مجاهدان و رهبران آن نهضت عظیم، تحقیق زیر در تحلیل عوامل جنبش مشروطیت تقدیم خوانندگان می شود. مجموعه حوادثی که منجر به ظهور و تکوین مشروطیت ایران شد شاخص دوران نو در تاریخ ایران است، همچنان که <رنسانس> در جوامع غربی آغاز ایام جدید به شمار می رود، به قسمی که ۵ قرن پس از آن فلسفه و طرز زیستی که زاده <رنسانس> بود در اروپا و آمریکا ضامن تعمیم عدالت اجتماعی و گسترش آزادی به نحو عمیق در سایه قوانینی که موجد مساوات حقوق تمامی افراد جامعه است و بالا خره برخورداری از تنعمات مادی تمدن ماشینی شد.

 

هدف انقلا ب مشروطیت ایران نیز متوجه تحقق همین گونه مسائل بود و شاید بتوان گفت هدف هایی که پس از حدود یک قرن که از آغاز مشروطیت می گذرد جامعه ایران هنوز به برخی از آنها نائل نشده و بعضی در نتیجه تحولا ت به صورت دیگری حاصل شده است. درباره انقلا ب مشروطیت ایران که در قرون اخیر از مهم ترین حوادث اجتماعی کشور ما است تالیفات و تتبعات زیادی توسط محققان و مورخان ایرانی و خارجی انجام یافته که اغلب نوشته کسانی است که از روی اعتقاد و ایمان در عین بی غرضی (خود) شاهد صدیق بوده اند. مع هذا گفتنی بسیار است زیرا انقلا ب اجتماعی به علت پیچیدگی و تعدد عوامل و آثار به سادگی قابل توصیف و تفسیر نیست. انقلا ب مشروطیت ایران نظیر دیگر انقلا ب های عمده سیاسی در نتیجه نوعی تغییر حالت و روحیه در افراد مملکت به وقوع پیوست. به عبارت دیگر یک عمل دسته جمعی بوده که در آن تعداد زیادی از افراد، بالا خص افراد طبقه موثر جامعه سهمی اساسی داشتند.

این حرکت و جنبش عمومی ثمره سیر تکوینی بطئی و طولا نی بود که باید ریشه آن را از اواخر دوران صفویه جست وجو کرد، زیرا انقلا ب مشروطیت ایران منتج از نهضت فکری و تحول اجتماعی ریشه داری بود که دارای دو قرن و نیم سابقه است، یعنی از آن هنگام که رونق کار، صنعت و تجارت رو به کاهش نهاد و به تدریج قدرت صنعتی، نظامی و سیاسی ایرانیان در برابر اقتصاد و تمدن توانمند و شکوفای اروپایی به سوی انحطاط گرایید، ایرانیان با اعجاب چشم امید به مغرب زمین دوختند.

از زمان جنگ با پرتغالی ها که سرداران صفویه به قدرت نظامی اروپاییان پی بردند برتری صنعتی و فنی اروپاییان برای مردم متفکر و صاحب نظر امری محرز شد، ولی سلطه و نفوذ سنن و عادات گذشته از موانع عمده تغییر مسیر بود. هرچند تبدیل سلسله های سلا طین از صفویه به افشاریه، زندیه و قاجاریه فقط چهره حکام را تغییر می داد بدون اینکه نظام اقتصادی و فلسفه زندگی اجتماعی دگرگون شود، ولی در عین حال نظیر هر تغییر آشکار سیاسی، مبین یک سلسله تغییرات نامرئی اجتماعی یعنی حاکی از بروز یک تشنج عمیق در وضع زندگی جامعه بود که از اواخر دوران صفویه شروع می شد، زیرا به علت درهم کوفته شدن زیربنای اقتصادی مملکت فقط تعادلی که به دست آمد پس از جنگ های فتحعلی شاه با روسیه بود که باید آن را آخرین هیجان و تلا ش دانست که بدل به یأسی عمیق شد و از آن به بعد داعیه ها فروکش کرد و کشور ما از نظر اقتصادی به حالت وابسته تغییر وضع داد.

در این دوران (قاجاریه) تعادلی به وجود آمد ولی در سطحی پایین تر از گذشته و از طرف دیگر جنگ های فتحعلی شاه با روسیه و شکست های پی درپی ضربه موثری به سیستم معتقدات و هیمنه قدرت واهی زد و از آن به بعد اذهان دوراندیشان واقع بین راه چاره را پیروی از طریق تدابیر فنی، سیاسی و اقتصاد غربیان دانستند، نه کشورگشایی و نه دلا وری نادرشاه، نه مملکت داری و تدبیر کریم خان زند و البته نه جلا دت و شدت آقامحمدخان دیگر قادر نبودند که تعادل اقتصادی و اجتماعی دوران صفویه را بازگرداند. ابتدا قائم مقام مشاور مدبر عباس میرزا با اعزام جوانان مستعد به فرنگستان و سپس میرزا تقی خان امیرکبیر با شروع اصلا حات عمیقی که همه شئون لشکری و کشوری را دربر گرفت خاصه با تاسیس دارالفنون سبب شدند علوم و فنون غربی اشاعه یافته و تماس بلا انقطاع با تمدن و زندگی ملل مترقی برقرار شود.

انتشار روزنامه وقایع اتفاقیه به وسیله امیرکبیر و چاپ و انتشار کتب و جزواتی که ترجمه آثار متفکران غربی بود به تدریج موجب آگاهی بیشتر افراد مملکت از کم و کیف پیشرفت های ملل اروپایی شد.

نویسندگان متعددی از میان افراد دانشمند و حتی اشراف ناراضی برخاستند که در زمینه آشنا کردن ایرانیان به مبادی تمدن و نظام سیاسی اروپاییان به عمق تمدن و فرهنگ پیشرفت های علمی، صنعتی و نهضت های فکری پی برده به صورت نخستین مبشران و منادیان تمدن اروپایی درآمدند و با نشر جزوات متعدد افکار و عقاید جدید را درباره شئون گوناگون زندگی اجتماعی اشاعه دادند و انتقادات طنزآمیز آنها در شکستن ساختمان فکری کهنه و درهم کوفتن معتقدات رجال و درباریان پرادعا و کم مایه اثری عمیق داشت و با الهام و از افکار فلا سفه فرانسوی از قبیل ژان ژاک روسو، منتسکیو و ولتر عقاید مربوط به حاکمیت ملی و حکومت قانون و آزادی را تبلیغ کردند. از آن جمله است ملکم خان که با شناسایی کامل تمدن اروپایی افکار وی تحت تاثیر نهضت فکری سن سیمون که مبتنی بر توام ساختن فن کشورداری نوین با پیشرفت های علمی و صنعتی بود، قرار گرفت.

از مطالعات مقالا ت و کتابچه هایی که در زمینه مسائل گوناگون اجتماعی انتشار داده خصوصا نظریه هایی که درباره تجدید سازمان اقتصادی و اجتماعی کشور بیان داشته و اشاراتی که به اهمیت کار علمای اقتصادی، مدیران و متخصصان کرده است و تذکر این مطلب که کشور ما برای تجدید عظمت گذشته به <کارخانه آدم سازی صحیح احتیاج دارد> به خوبی برمی آید که ملکم به اصول و مبادی نهضت فکری سن سیمون آشنایی داشته است، زیرا هنگامی که ملکم خان دوران نوجوانی را در مدارس فرانسه می گذرانید مصادف با غلیان افکار سیاسی و اجتماعی سال های قبل از انقلا ب در کشورهای اروپایی بود و در این زمان افکار سن سیمون در میان روشنفکران فرانسه طرفداران بسیاری داشت و همچنین حکیم فرانسوی آگوست کنت پایه گذار جامعه شناسی که موسس فلسفه تحصلی (تحققی) و مبشر مذهب انسانیت بود تجددخواهی و آزادی طلبی را ممزوج با عشق و اعتقاد به انسانیت ترویج می کرد. این گونه افکار افق وسیع و پهناوری در مقابل دنیای تنگ و بسته رجال دربار قاجار و روحانیون که بر اثر عقب ماندن از پیشرفت علوم با تعصب فراوان در حفظ آن می کوشیدند، می گشود.

بدین نحو مقالا ت و نوشته های ملکم و سپس انتشار روزنامه قانون که به همت وی در ۱۶ سال قبل از انقلا ب مشروطیت در لندن تاسیس شد و همچنین روزنامه عروه الوثقی که به وسیله سیدجمال الدین اسدآبادی و با همکاری شیخ محمد عبده رجل انقلا بی مصر در پاریس انتشار می یافت و روزنامه ثریا که با بیانی تند و موثر به وسیله محمدعلی خان شیبانی (معروف به پرورش) در قاهره مبلغ افکار جدید بود و حبل المتین کلکلته و کتب و تالیفات دیگر ایرانیان از قبیل عبدالرحیم طالب اف در قفقاز و میرزا آقاخان کرمانی در استانبول، سبب شد که افکار جدید از هر سو به داخل ایران رسوخ یابد و به تمایلا ت و انگیزه های گروه ها و طبقاتی که دارای زمینه مستعد و مشتاق تغییر و دگرگونی نظام اجتماعی و اداری کشور بودند قالب و شکل مناسب بخشد. مسلم است برخی گروه ها و طبقات اجتماعی برای پذیرفتن عقاید نوین انقلا بی واجد زمینه فکری آماده تری بوده اند.

هر چند انقلا ب مشروطیت ایران را نمی توان از جمیع جهات، انقلا بی بورژوازی دانست زیرا در آن زمان هنوز وضع اقتصادی ایران به پایه ای نرسیده بود تا طبقه ای نظیر بورژوازی کشورهای اروپایی که عامل و هادی انقلا ب های سیاسی قرون ۱۸ و ۱۹ بود به وجود آید، ولی مداقه در تاریخ اقتصادی و اجتماعی قرن گذشته ایران، وجود دسته جات و گروه هایی را معلوم می دارد که از جهاتی دارای برخی خصوصیات اجتماعی هستند که تا حدی با بورژوازی اروپا در قرون بعد از رنسانس قابل قیاس است.

ذکر این نکته بجاست که در مقابل فئودالیته در اروپا که قرن ها حاکمیت و قدرت خود را در روستاها مستقر ساخته بود طبقه بورژوازی به تدریج از سوداگران و صنعت گران در شهرها به وجود آمد و این طبقه که اساس قدرتش برخلا ف فئودالیته، نه متکی به زمین بلکه بر علم، صنعت و تجارت مبتنی بود طالب اسلوب اقتصادی متحرک و لغو امتیازات فئودال ها و برقراری نظام اجتماعی که تامین منافع گروه های وسیع تری را دربرمی گیرد، بود. به این جهت هدف بورژوازی در جهت مخالف منافع فئودالیته که حافظ وضع موجود بود، قرار داشت.

شهرها به صورت مراکز و سنگرگاه های قدرت بورژوازی درآمد، به طوری که قرن ها قبل از انقلا ب کبیر فرانسه و دیگر انقلا ب های سیاسی اروپا شهرها صحنه ایجاد نظام های اداری و محلی، توسط بورژوازی گردید، به طوری که انجمن های شهری در اکثر کشورهای اروپایی دارای چندین قرن سابقه وجودی هستند، این انجمن ها و نظامات شهری نخستین هسته های اعمال حاکمیت ملی و تمرین و مشق مملکت داری است که بعدها به بورژوازی فرصت تعمیم و بسط آن را به سراسر شئون مملکتی داده است.

ولی در ایران مالکان بزرگ به علت خشکی هوا و دور بودن دهات از یکدیگر به عکس فئودال های اروپایی که حاصلخیز بودن زمین امکان استقرار در منطقه محدودی را به آنها می داد، ناگزیر به بسط قدرت خود در مناطق وسیعی بودند که دامنه آن به شهرها کشیده می شد و اکثر مالکان به منظور نظارت بر این مناطق وسیع خصوصا راه ها در آن واحد به صورت سران ایالا ت و عشایر درآمده، در شهر و ده صاحب نفوذ اصلی بودند و در صورت ضعف دولت مرکزی این نفوذ به حکومت مطلقه بدل می شد.

به روزگار صفویه که صنعت و تجارت رونق داشت و هنوز مصنوعات ایرانی مقهور کالا های ماشینی اروپایی نشده بود، سلا طین این سلسله به منظور حصول منافعی که از راه صنعت و تجارت عاید دستگاه دولتی می شد در بسط تامین راه ها می کوشیدند ولی از اواخر دوران صفویه به علت فقر و انحطاط صنایع و در نتیجه تجارت به تدریج نفوذهای محلی قدرت خود را بازیافتند و تجار و صنعتگران در مقابل مالکان و حکام محلی به طبقه ای زیردست و منکوب مبدل شدند.

از این رو این طبقه که همچنان رویای دوران طلا یی صفویان را در سر می پروراند از اواسط دوران قاجاریه کوششی از نو آغاز کرد، لکن به دلا یل اقتصادی (ضعف تکنولوژی) و سیاسی (امتیازات دولت های خارجی) و اجتماعی (نفوذ و قدرت مالکان) موفق به تجدید رونق و احیای صنعت و تجارت گذشته نشد.

عدم کامیابی این طبقه را ناراضی ساخت خصوصا اینکه حکومت به خواسته هایش یعنی استقرار امنیت داخلی و حفظ منافع تجاری ایران در خارج بی اعتنا بود و در صورت تمایل نیز به علت عدم توانایی از عهده انجام آنها برنمی آمد، بنابراین ایجاد امنیت و عدالت و مقاومت در مقابل قدرت های خارجی جزو شعار و هدف های این طبقه درآمد و چون تجار ایرانی عادت داشتند به دنبال مال التجاره خویش حرکت کنند با احداث راه آهن و خطوط کشتیرانی در کشورهای خارج سهل تر سفر کردند و در شهرهای مختلف اجتماعاتی از ایشان به وجود آمد و در نتیجه ارتباط مستقیم و مستمری با زندگی و تمدن اروپایی برقرار شد.

این ارتباط با روسیه بیش از دیگر ممالک بود به قسمی که در بعضی از شهرهای آن کشور مخصوصا قفقاز تعدادی از ایرانیان که به تجارت و کسب و کار در کارخانه ها و چاه های نفت می پرداختند به چندین هزار بالغ شد و از اینجا بود که از میان این توده انبوه که قویا تحت تاثیر آرمان های انقلا بی روسیه قرار گرفته بودند مجاهدان قفقاز و فداییان برخاستند و در سال های اول مشروطیت به سرکردگی یپرم و حیدرعمواوغلی به صورت پاسداران اسلحه به دست مشروطیت درآمدند.

خلا صه آنکه تماس افراد طبقات متوسط با تمدن اروپایی و آشنایی با فعالیت و ترقیات دنیای جدید صنعت در مقابل تحجر و درجا زدن سیستم حکومتی موجب افزایش حس عصیان و نارضایتی این طبقات بود در حالی که دادوستد تجار در داخل و خارج کشور و مراودات آنها با یکدیگر شبکه ارتباطی موثری به وجود آورده بود که در نشر و اشاعه افکار جدید سهم بسزایی داشت.

از سال ۱۲۸۰ هجری قمری تاسیس پست و چاپار اتحاد بین تجار را به وجود آورده بود و بدین نحو تجار و بازاریان وسیله انتقال افکار آزادیخواهی، حکومت قانونی، اصلا حات اجتماعی و مبارزه با قدرت حکام به منظور تامین منافع خود که در لفظ حکومت مشروطه خلا صه می شد، گشتند و به اقسام مختلف به صفوف آزادیخواهان و مشروطه طلبان پیوستند؛ از آن جمله است حمایت موثر آنان در انتشار جراید و نشریات انقلا بی در داخل و خارج کشور.

توضیح این نکته لا زم است که از انعقاد معاهده ترکمانچای به بعد ورود آزادانه کالا های روسی و دیگر کشورهای اروپایی صرف نظر از تاثیر اقتصادی که بالمال موجب تضعیف صنایع داخل بود نتیجه دیگری داشت که آن آشنا کردن مردم به صنایع و فنون جدید بود.

مصرف و استعمال مصنوعات متنوع خارجی اهالی کشور را به ماهیت علوم، فنون و ترقیات اروپاییان در زمینه های مختلف متوجه ساخت و چون تجار و بازاریان خود عامل اصلی ورود این مصنوعات بودند بیش از دیگران از نظر روحی تحت تاثیر قرار می گرفتند.

همراه و متفق عمده این طبقه روحانیون بودند، زیرا حق مکتسب و اثبات حقوق این طبقه را شرع اسلا م تایید می کرد و روحانیون از دیرگاه سمت رهبری معنوی را برآنها داشتند، از حل مسائل خانوادگی و احوال شخصی گرفته تا امور مربوط به دادوستد و بالا خره زندگی دینی آنها با روحانیت ارتباط داشت. در حقیقت روحانیون و بازاریان دو دسته از مردمان موثر شهر بودند که مکمل و محتاج یکدیگر بودند.

روحانیت شیعه که از زمان صفویه قدرت و قوام بسیار یافته و در امور دینی و دنیوی حائز اختیارات بسیاری بود از زمان نادرشاه سلطه گذشته را از دست داده بود. از یک طرف دولت قاجاریه روحانیت را قدرتی رقیب می پنداشت و با جدا کردن امور شرعی از امور عرفی و اختصاص امور عرفی به دولت در صدد تضعیف قدرت روحانیت برآمد و از طرفی دیگر پیشرفت علوم و معارف اروپایی سبب شد دستگاه روحانیت که در گذشته قلمروی آن به همه جنبه های معنوی و علمی جامعه کشیده می شد به صورت یک دستگاه مندرس و کهنه جلوه کند و بر اثر آن دو جریان مختلف در نزد روحانیون به وجود آمد؛ یکی تعصب در قشری بودن و اکتفا به ظواهر و تشریفات خارجی منهای روح خلا ق و هدف غائی دین و دیگری کوشش در انطباق اصول و مبانی دین با پیشرفت های جدید و جهاد در راه تعالی جامعه، زیرا مبلغانی از قبیل سیدجمال الدین اسدآبادی فلسفه و منطق این مبارزات را برای آنان روشن کرده بودند.

دسته اول با بهره ای که از قدرت و نفوذ دربار و حکام می گرفتند طرفدار نظام موجود بودند و دسته دوم که اغلب روشنفکرتر بودند همراه و هم رای مشروطه طلبان و متجددین شدند و با آگاهی کامل یا ضمنی، تجدید قدرت خود را در رهبری مبارزات ملی می دانستند. واقعه رژی و منع استعمال تنباکو به جرات و جسارت سیاسی آنها افزود، زیرا در این واقعه روحانیون شیعه توانستند از دو سلا ح اجتماعی دین یعنی تحریم در استعمال شی و تکفیر افراد به غایت استفاده کنند. از آن پس در هدایت نهضت های ملی مسوولیت بیشتری را برای خود قائل شدند و درصدد بودند از این راه اعتبار از دست رفته خود را بازیابند.

از عواملی که در سوق دادن روحانیت به سمت هدف های مشروطیت تاثیر بسزایی داشت علمای نجف یعنی دارالعلم شیعیان بودند، زیرا علمای مذکور از هرگونه اشرافیتی به دور بوده و به تعالیم اساسی شیعه نزدیک بودند و زندگی ساده و عاری از تجمل آنان موجب تقویت صفات حریت و آزادگی و احترام به شخصیت انسانی بود، خصوصا آنکه به علت خارج بودن از حیطه تسلط مستقیم حکومت وقت، قدرت مستقلی را در مقابل دربار قاجاریه تشکیل می دادند و از طرفی متاثر از بعضی اقدامات و پیشرفت های اجتماعی و سیاسی عثمانی و تا حدودی دولت های دیگر بودند و به این علل علمای نجف فرصت مناسبی یافتند تا احساسات باطنی و همیشگی ضدحکومتی خود را از قوه به فعل آورده و در برابر تجمل پرستی، سستی و اهمال حکومت قاجاریه قد علم کرده، شیعیان را به مبارزه با آن و همچنین با نفوذ روزافزون خارجی ترغیب کنند.

در بابت تاثیر علوم و معارف غربی می توان گفت دارالفنون و مدارسی که بعد از آن بعضی از رجال اصلا ح طلب ناصری و میسیون های مذهبی خارجی از اوایل دوره ناصرالدین شاه به بعد در تهران و دیگر ولا یات تاسیس شده بود موجب آشنایی طبقات مختلف شهری با علوم و معارف جدید بود ولی سیستم حکومتی و طرز اداره مملکت به موازات این رشدونمو فکری پیشرفت نمی کرد و بیش از پیش به عنوان مانع و رادعی در انجام افکار و مقاصد اصلا ح طلبانه به چشم می خورد.

بدین نحو به تدریج قسمتی از اعیان و اشراف که می توان آنان را به یک نوع اشرافیت درجه دوم تشبیه کرد و همچنین مستوفیان و اداریانی که در اثر علم و آگاهی وارد دایره اعیان شده بودند به خصوص ماموران وزارت امور خارجه که سال ها در کشورهای خارجی به سر برده و به رمز موفقیت دیگر کشورها و فلسفه تشکیلا ت جدید پی برده بودند دارای تمایلا ت مشروطه طلبی شدند.

عدم موفقیت رجال روشنفکر و اصلا ح طلب دوران ناصرالدین شاه از قبیل میرزاحسین خان سپهسالا ر و میرزایوسف خان مستشارالدوله که با رویه اعتدالی درصدد وضع قوانین و برقراری نظامات متناسب با روحیه عصر جدید و احتیاجات مملکت بودند با پیشرفت این نوع افکار، خاصه با ظهور یک نوع اشرافیت درس خوانده یا ناراضی تعداد قابل ملا حظه ای از اعیان و اشراف نیز به تدریج طرفدار حکومت مشروطه (مشروطه خواه) شدند. افزایش تعداد افراد ایل قاجار پس از چندین سال سلطنت سبب شده بود که اکثر مقامات مهم به افراد این خاندان تفویض شود. همین امر موجبات عدم رضایت عشایر و ایلا ت دیگر را فراهم می کرد به طوری که سران ایل بختیاری نیز به علت صدماتی که از حکومت قاجاریه خورده بودند و همچنین به علت آشنایی با افکار و عقاید جدید که از راه تحصیل در خارج برای عده ای از آنها حاصل شده بود متمایل به مشروطه شدند و سهم موثری خصوصا در مبارزه با دولت مستبد محمدعلی شاه و فتح تهران برعهده داشتند.

خلا صه آنکه مجموعه این عوامل و تاثیر نهضت های آزادیخواهی کشورهای همجوار از قبیل حزب سوسیال دموکرات در روسیه و حزب اتحاد و ترقی در عثمانی منجر به تکوین نهضتی شد که در آغاز شعار آن برقراری و ایجاد عدالتخانه بود و سپس تعمیم بیشتری یافت و مبدل به جنبشی ملی شد که هدف آن تنظیم و تفکیک قدرت و اختیار دولت و ملت و نظارت نمایندگان ملت در امور عمومی بود. شکی نیست که رقابت دو دولت نیرومند خارجی (خصوصا سیاست دولت انگلیس که سیاست دولت ایران را تحت تاثیر سیاست دولت روسیه می دانست) تاثیر عمده ای در بیداری ایرانیان و پیشرفت کار مشروطیت طلبان داشت ولی جریان عمومی و هدف نهایی نهضت، مخالف با نفوذ بی حد خارجیان بود، کمااینکه از نخستین نتایج توافق میان این دو سیاست جلوگیری از گسترش فکر مشروطه و نتایج اصلی آن است. نگاهی به منشا اجتماعی نمایندگان ادوار مختلف مجلس شورای ملی در اینجا ضروری است:

در دوره اول مجلس که هنوز شعله های انقلا ب فروزان بود و انتخابات جنبه طبقاتی داشت نمایندگان اکثرا مظهر واقعی طبقات و گروه هایی بودند که در ایجاد مشروطه سهم اساسی داشتند، به طوری که بررسی شغل نمایندگان نشان می دهد بیش از ۴۰ درصد نمایندگان از تجار و اصناف بودند. در دوره بعد این نسبت به ۹ درصد تقلیل می یابد و برعکس نسبت مالکان بدوا از ۲۱ به ۳۰ درصد و سپس همچنان رو به افزایش می رود، بهطوری که از دوره ششم تا دوره بیستم حدود ۵۰ درصد نمایندگان را مالکان تشکیل می دهند. از مطالعه وضع شخصی و اجتماعی وکلا ی دوره دوم به خوبی مشخص می شود که مالکان به محض اینکه از حالت غافلگیری دوره اول مشروطیت خارج شدند در دوره دوم کسان و عوامل خود را وارد مجلس کردند ولی از دوره سوم به خوبی وضع خود را با وضع جدید منطبق کرده و از این به بعد مستقیما و شخصا وارد مجلس شدند. چون در مجلس اول انتخابات جنبه طبقاتی داشت به این جهت طبقات بازاری و شهری توانستند صاحب نفوذ عمده ای باشند ولی بعدا قانون انتخابات طوری تنظیم شد که عملا مالکان مقام اول را به دست آوردند.

در حقیقت باید گفت دموکراسی که بعضی آن را حکومت اعداد خوانده اند وقتی بدون مفهوم و معنای واقعی که در جامعه غربی وجود دارد به یک کشور غیرصنعتی وارد شود به صورت وسیله ای درمی آید فقط کسانی که گروه متشکلی در اختیار دارند از آن بهره مند می شوند.

نتیجه آنکه تجار و اصناف که عامل نوعی بورژوازی بوده و سهم اصلی را در مشروطیت داشتند به علت ضعف بنیه صنعت و تجارت مملکت نتوانستند مدت کوتاهی مقام اول را در سیاست دارا باشند و چون نظام اقتصادی و اجتماعی در دست مالکان بزرگ بود، آنان به زودی دستگاه حکومتی جدید را در دست گرفتند.

بدون شبهه یکی از دلا یل شکست این طبقه این بود که در مقایسه با بورژوازی کشورهای اروپایی یک طبقه مولد و سازنده متاع ماشینی نبود بلکه فقط واردکننده آن بود علیهذا از خود نیروی مستقلی نداشت.

مطلب شایسته دقت اینکه مشروطیت ایران در شهرها نضج گرفت و مردم طبقات متوسط از مدافعان اولیه آن بودند و زمانی که در دوران استبداد صغیر نهضت مشروطه طلبی جنبه مبارزه مسلحانه به خود گرفت به تدریج به دست نیروهای غیرشهری یعنی ایلا ت و عشایر افتاد.

چه شد که افراد ایل که طبق رسوم و سنن زندگی کوچ نشینی به سر می برند و تابع نظام نیمه فئودالی و نیمه عشیره ای بودند به صورت یکی از عوامل موثر مشروطیت درآمدند؟ از جهت بحث نظری و ایدئولوژی طبقاتی رابطه ای میان زندگی عشیره ای و آرمان های انقلا بی نظیر مشروطیت ایران وجود نداشت، به عبارت دیگر عشایر نمی توانستند خواهان همان رژیم سیاسی ای باشند که بازاریان و تجار دنبال آن بودند.

شاید بتوان مداخله ایلا ت را چنین تعبیر کرد: هنگامی که بحران رژیم آغاز و مردم شهرنشین برای در دست گرفتن قدرت وارد صحنه مبارزات سیاسی شدند و در این راه موفقیت بی سابقه ای به دست آوردند به علت عدم توانایی در نگه داشتن آن در برابر قدرت مالکان و عشایر در آخر به قسمتی از همین قدرت پناهنده شدند، به طوری که کمک این قسمت از نیروهای مسلط (عشایر بختیاری) توانست مشروطه خواهان را به پیروزی برساند و ناگزیر کسانی که در این پیروزی سهم موثری داشتند مشروطیت بازیافته را تحت تاثیر روحیه و افکار و منافع خود قرار دادند. در حقیقت پس از چند سال کشمکش میان مردم شهرنشین و نیروی خارج از شهر مجددا قدرت در دست نیروهای عشایری و مالکان افتاد.

 

نهضت مشروطه

 نهضت مشروطه

به طور کلی زمینه‌ها و علل وقوع انقلاب مشروطه در سه بعد فکری، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی قابل بررسی است.
1-زمینه‌ها و علل فکری و فرهنگی: در این زمان آگاهی سیاسی در جامعه ایران به دلیل تلاشهای فکری روحانیان و روشنفکران و افزایش ارتباطات فرهنگی با جهان خارج و انتشار روزنامه‌ها که روز به روز بر تعدادشان افزوده می‌شد و همچنین انتشار غیر رسمی ولی گسترده آثار سیاسی انتقادی رشد چشمگیری یافته بود و مردم با مفاهیم مجلس، مشروطیت و آزادی آشنا شده بودند و همچنین مراجع نجف از جمله میرزای نائینی با استناد به متون مذهبی به مخالفت با نفوذ بیگانه، استبداد و ظلم و ستم قاجاری برخاستند و توده مردم را علیه دولت برانگیختند. مهاجرت ایرانیان به کشورهای همسایه برای کار نیز در بالابردن آگاهی سیاسی مردم مؤثر بود.
2-زمینه‌ها و علل سیاسی: نارضایتی مردم از دولت قاجار، بی‌کفایتی شاهان و مدیران قاجاری، فساد حاکم بر دربار، ساخت سیاسی کشور، نفوذ بیگانگان در ساختار سیاسی و ضعف و تسلیم دولت در برابر آنان که با حضور روز افزون اتباع خارجی همراه شد. اکثریت مردم مذهبی و علما را نسبت به حکومت بدبین می‌کرد و نفرت عمومی علیه قاجار رادامن می‌زد. از سوی دیگر عقد قراردادهای استعماری مانند گلستان، ترکمانچای، امتیازات اقتصادی و تحمیل کاپیتولاسیون، بذر نفرت را در میان ایرانیان آگاه بارور می‌ساخت و همچنین ظلم و تعدی حاکمان مردم را به ستوه آورده بود. حاکمان مناصب را خریداری می‌کردند و هیچ کس پاسخگو نبود. گاهی مردم از ترس مأموران مالیاتی خانه و کاشانه خود را رها می کردند. تشدید این ظلم‌ها در کنار آگاهی مردم و حرکت موفقیت آمیز جنبش تنباکو و شکست روسیه از ژاپن را می‌توان از علل سیاسی آن نام برد.
3-زمینه‌ها و علل اقتصادی: از علل اقتصادی می‌توان به موارد زیر اشاره نمود:
-آغاز بحران اقتصادی دولت قاجار بعد از شکست در جنگ‌های ایران و روس
-از دست رفتن مناطق حاصل‌خیز با عهد‌نامه‌های ترکمانچای و گلستان
-اعطای امتیازات تجاری خاص به بیگانگان که سبب انحطاط سریع اقتصادی داخلی گردید.
-واردات بی‌رویه کالاها که سبب از بین رفتن صنایع کوچک داخلی می‌گردید مثل صنعت نساجی که با ورود پارچه‌های انگلیسی از بین رفت.
-عدم حمایت دولت از صنایع داخلی
-عدم رونق کشاورزی بدلیل فقدان راههای مطمئن، سختی مبادله اقتصادی و کاهش قیمت محصولات کشاورزی
-ترغیب انگلیسیها به کاشت تریاک به جای محصولات کشاورزی
-قحطیهای متعدد که هر چند سال یکبار تعدادی از مردم را به کشتن می‌داد. سخت‌ترین دوره قحطی سال 1871م بود که صدها هزار نفر را به کام مرگ کشید.
-مشکل نان در اواخر سلطنت ناصر‌الدین شاه و دوران سلطنت مظفر‌الدین شاه
-کاهش ارزش پول ایران به دلیل ضعف دولت و کاهش ارزش جهانی نقره
-کاهش بهای مواد خام صادراتی ایران
با توجه به مشکلات اقتصادی یاد شده دولت برای تأمین هزینه‌های خود به افزایش مالیات، فروش مناسب و مقامات دولتی، اعطای امتیازات و استقراض از بانکهای خارجی روی آورد که نارضایتیهای بیشتری در پی داشت. در مقابل تشریفات دربار و سفرهای پر هزینه شاه خشم مردم را برانگیخت.

 

نهضت مشروطه كه برخی از آن به انقلاب مشروطه نیز یاد می‌كنند، اتفاقی است كه در اواخر دوران 151 ساله حكومت قاجار در ایران روی داد  و روند حكومت را كه تا پیش از آن بر اساس تفكر فردی و استبدادی و سلطه پادشاه بر كشور حاكم بود، به روندی قانونی تبدیل كرد هر چند این روند دیری نپایید و دوباره حتی با وجود قانون، استبداد فردی بر كشور سایه افكند و برای دهها سال دیگر ایران را زیر سلطه خاندانهای مستبد نگه داشت.

  نهضت مشروطیت از این جهت كه باعث كاهش قدرت استبدادی پادشاه شد، جایگاه ویژه‌ای در تاریخ سیاسی معاصر ایران دارد چرا كه توانست پایه‌های این قدرت مطلق و بی‌پایان شاه را كه هیچ چیز خارج از اراده او انجام پذیر نبود و خواست و اراده مردم هیچ جایگاهی نداشت، فرو ریخته و آن را به پادشاهی مشروطه تبدیل كند.

 

علل شكل گیری و ریشه‌های نهضت مشروطه

  در شكل گیری و پیروزی نهضت مشروطه زمینه‌های داخلی و خارجی نقش موثری داشتند، زمینه و ریشه نهضت مشروطه را از لحاظ داخلی باید در رفتار ظالمانه پادشاهان قاجار و تعدی و تجاوز شاهزادگان و وابستگان دربار و حكومت حاكمان ولایات و از لحاظ خارجی مداخله بی حد و حصر دولت‌های روس و انگلیس در امور ایران دید كه در نهایت باعث مخالفت مردم با آنها شد.

 

جرقه‌های نهضت:

الف – حادثه نوز بلژیكی

  كلید حركت نهضت مشروطه از اهانت به روحانیون شروع شد؛ به این شرح که: با انتشار  عكسی از مسیو نوز بلژیكی – مسئول امورمالی ایران بود و کسی که   تعرفه‌های گمركی علیه بازرگانان را وضع می كرد – در لباس روحانیت و در مجلس رقص در حال كشیدن قلیان، موجب نارضایتی مردم شده و خشم عمومی آنان را برانگیخت و مردم خواستار عزل او شدند؛[1]

ب- احداث بانك استقراضی روس در قبرستان مسلمانان

  حادثه دیگری كه در تحریك احساسات مردم مؤثر واقع شد، احداث بانك استقراضی روس در یك زمین وقفی و در قبرستان مسلمانان بود كه در اثنای ساخت بانك استخوانهای تازه مردگان كشف شد و روسها با بی اعتنایی اجساد و استخوانها را در چاهی ریختند؛ این اهانت باعث شد كه مردم به ساختمان در حال احداث بانك روس حمله كنند و آن را ویران نمایند[2]

ج- تنبیه تاجران

  عامل دیگر، تنبیه تاجران توسط علاء الدوله حاكم تهران بود. در دوران قاجاریه بیشتر قند مصرفی ایران از روسیه تأمین می‌شد، روسیه نیز در این دوران تاریخی در حال جنگ با ژاپن – جنگ 1904 و 1905 م – بود به همین دلیل واردات قند از كشور روسیه كم و یا قطع شده و قند در ایران، به ویژه در تهران گران شده بود. علاء الدوله حاكم تهران كه مردی مستبد، قلدر و ستمگر بود، تصمیم گرفت چند نفر از تاجران معروف قند را به دار الحكومه دعوت كرده علت گران شدن قند را از آنها سوال كند، اما هدف اصلی او این بود كه تجار را كه در جریان «مسیونوز بلژیكی» سركشی كرده بودند، گوشمالی دهد تا برای دیگران درس عبرت شود.[3]

  وی از میان تاجران دعوت شده، چهار نفر را كه تاجر قند بودند، انتخاب كرد و دستور داد به فلك بسته، شلاق بزنند. بی احترامی و كتك زدن تجار خوش نام بازار، بویژه «حاج سید هاشم قندی» كه به دیانت و صداقت مشهور  بود باعث اعتراض شدید مردم و تعطیلی بازار و تجمع در مسجد شاه تهران (مسجد امام خمینی (ره) فعلی) شد.[4] مردم خواستار جلوگیری از ظلم به مردم و تشكیل عدالتخانه شدند این اجتماع با تحریك امام جمعه تهران یعنی حاجی میرزا ابوالقاسم كه داماد مظفرالدین شاه بود، و مخفیانه افرادی را در مسجد آماده كرده بود بااهانت به مردم و علما تجمع پراكنده شد و به دنبال آن هجرت صغری از تهران به حضرت عبدالعظیم شروع و مردم در عبدالعظیم تحصن كردند. پس از قبول درخواستهای متحصنین از سوی مظفرالدین شاه آنها به تهران برگشتند اما عین الدوله از اجرای كامل خواسته ‌های آنان سرباز زد. پس از درگیری و كشته شدن یكی از طلبه‌ها مردم دوباره در مسجد جمع شدند كه به محاصره نیروهای حكومت درآمدند و پس از چندی با درخواست آنان مبنی بر خروج از تهران موافقت شد، بدین ترتیب هجرت كبری با حركت آنان از تهران به قم و تحصن در حرم حضرت معصومه (س) آغاز گشت.

 

پیروزی نهضت و صدور فرمان مشروطیت:

  مظفرالدین شاه پس از اینكه متوجه شد هر روز بر تعداد مهاجرین در قم و متحصنین در سفارت انگلیس افزوده می‌شود با درخواستهای آنان موافقت كرد و فرمان مشروطیت را در چهاردهم جمادی الثانی 1324 ق / 14 مرداد 1285 ش صادر كرد.[5]

  پس از صدور این فرمان عضدالملك رییس ایل قاجار برای بازگرداندن علما به قم رفت و آنان را با احترام به تهران آورد چند روز بعد، مجلس در محل مدرسه نظام افتتاح شد و به تدوین نظامنامه انتخابات پرداخت نظامنامه با عجله تمام تدوین گردید و در سال 1324 هّق/ 1285 ش انتخابات تهران آغاز شد و در همان سال مجلس را افتتاح كردند.

تدوین قانون اساسی

با نفوذ جریانهای غربگرا و نیز نفوذ بعضی عناصر وابسته به دربار و بیگانه در مجلس دو دیدگاه متفاوت برای تدوین قانون اساسی وجود داشت یكی دیدگاهی كه اكثر روحانیون در راس آن قرار داشتند و سعی می‌كردند تا قانون اساسی بر اساس موازین اسلامی تدوین شود و دیگر دیدگاهی كه تمایل به غرب و تجدد مآبی داشت و می‌كوشید تا تدوین قانون اساسی ار اندیشه‌ها و الگوهای غربی استفاده شود.[6] از این رو مدتی كوتاه گذشت كه اختلافهای بنیادین بر سر حدود و معانی نشانه‌هایی چون آزادی، قانون، برابری و مجلس كه شورای ملی باشد یا شورای اسلامی در گرفت و تفرقه و نفاق، همدلی‌های نخستین را از بین برد و امیدها را به ناامیدی تبدیل كرد.[7]

وجود گرایشهای غرب گرایانه و تمایل سكولاریستی در تدوین قانون اساسی و متهم آن باعث شد كه شیخ فضل الله به مخالفت با مشروطه بپردازد چرا كه تصور شیخ از مشروطه آن بود كه دستورهای شرع به رویه قانونی تبدیل شود و ظلم حاكمان كاهش یابد ولی روند تدوین قانون اساسی نشان می‌داد كه مشروطه به سوی اروپایی شدن گام برمی‌دارد، بنابراین شیخ فضل الله نوری حكومت مشروطه  را غیر شرعی می‌دانست و در پی مشروطه مشروعه بود و به مخالفت با حكومت تازه برخاست او كه خود از پیشگامان نهضت بود، خاستار محدود شدن حكومت بر مبنای اصول شرعی بود.

 

سرانجام نهضت مشروطه

  تداوم نهضت مشروطه با مرگ مظفر الدین شاه و به قدرت رسیدن پسرش محمد علی میرزا كه از مخالفان سرسخت مشروطه بود به مخاطره افتاد چرا كه او بعد از رسیدن به قدرت به مخالفت با قانون اساسی پرداخت و در ذی قعده 1325 دستور انحلال مجلس تازه تأسیس را صادر كرد كه با مقاومت مردمی روبرو شد و این دستور به اجرا درنیامد، او یك سال بعد زمانی كه از یك ترور مشكوك جان سالم به در برد به كلنل لیاخوف روسی فرمانده بریگاد قزاق در تیرماه 1287 دستور داد تا مجلس را به توپ ببندد و به دنبال آن آزادیخواهان و مشروطه طلبان دستگیر ، زندانی، تبعید و یا اعدام شدند.

  این اقدامات به مدت یك سال، ایران را به استبداد ننگینی فرو برد كه از آن به استبداد صغیر یاد می‌كنند اما با هجوم همه جانبه آزادیخواهان كه از آذربایجان، گیلان و اصفهان و از نقاط دیگر به طرف تهران حركت كرده بودند با تصرف آن در 23 تیر 1288، محمدعلی شاه مجبور به پناهندگی نزد سفارت روسیه شد و استبداد صغیر تصرف به پایان رسید.[8] فاتحان تهران اگر چه توانستند در پرتو تلاش مردم، استبداد محمد علی شاه را از بین ببرند ولی با محاكم و اعدام شیخ فضل الله به بیراهه رفتند كه البته به بیراهه رفتن نهضت مشروطه و انحراف در نهضت مشروطه را باید در وجود زمینه‌های انحراف قبل از محكومیت شیخ فضل الله به اعدام جست كه به بعضی از زمینه‌ها و عوامل انحراف نهضت مشروطه به اختصار اشاره می‌شود.

 

انحراف در نهضت مشروطه و عوامل آن

  در رابطه با علل انحراف مشروطیت چند مسئله قابل بحث است:

الف- كنار رفتن و كنار زده شدن اندیشه دینی، یأس متدینین و مردم با اعتقاد

این مسئله را می‌توان در عوامل و شرایط زیر تجزیه و تحلیل كرد:

اول: ساده‌اندیشی برخی از نیروهای معتقد در نهضت مشروطه كه فكر می‌كردند همدلی و فداكاری آنان باید تا زمان استقرار مشروطه باشد و بعد از آن تكلیفی جدی برای آنان نیست، به دلیل وجود چندین تفكری بوده كه در اوایل دوره مشروطه شاهد ورود و سپس رخنه بسیاری از افراد قدرت طلب، به نام و اهل زد و بندهای سیاسی در پایه‌ها و نهادهای مهم مشروطیت هستیم.

دوم: تهمت و افترا زدنهای بیجا و در سطح وسیع و نیز انگ‌زدنهای سیاسی كه هر روز و هر هفته در مطبوعات پخش و منتشر می‌شد، افزایش بی تقوایی محیط اجتماعی و سیاسی را باعث شد و این امر دلسردی و كناره‌گیری بسیاری از علما و مبارزان را فراهم آورد.

سوم: دو دستگی و چند دستگی بین علما و دامن زدن به این اختلافات كه بیشتر در زمینه‌های نظری و اجتهادی بود، سبب شد كه نوعی سردرگمی و بی اعتمادی قلبی به مشروعیت نهضت و مبانی آن رشد كند.

چهارم:‌ افراط در تبلیغ حریت و چماق شن مفاهیمی چون آزادی، شورا، عدالت، برابری و برادری برای مقابله با متدینین، باعث شد كه مردم دیندار به این نتیجه برسند كه در ذات این مفاهیم و الفاظ ترویج بی دینی نهفته است، پس باید از نهضت و انقلابی كه این مفاهیم را مطرح كرده دوری جست.

پنجم: اعدام شیخ فضل الله نوری در تهران و منزوی شدن بسیاری از علماء نوعی بیزاری عمومی وملی از انقلاب مشروطیت را در مردم دیندار بوجود آورد، اتفاقات رخ داده در نهایت باعث ضعیف شدن هر دو جناح عمده دینی مشروطیت شد، كه این ضعف، خلائی جدی در اركان نهادی و فكری و سیاسی مشروطیت را بوجود آورد و به جای افراد دیندار، سكولارها و سیاسیون قدرت طلب این خلاء را پر كردند.[9]

ب- خوب نشناختن غرب و دست كم گرفتن خطر استعمار

عامل مهم دیگری كه باید در زمره علل انحراف مشروطیت مطرح كرد و این عامل خود را در دو دهه فاصل بین مشروطه و رضاخان آشكارا تحمیل نمود، استعمار غرب و حضور و نفوذ سلطه آن است، از آنجا كه نهضت مشروطیت، نهضتی ضد استبدادی بود ونقطه ثقل توجه مشروطه خواهان مصروف سد كردن عوامل و مجاری استبداد شد، خطر استعمار غرب و شناخت همه جانبه غرب بدرستی مورد ارزیابی قرار نگرفت كه با در نظر نگرفتن غرب و استعمار آن، استبداد و ماهیت استبداد ایران هم درست شناخته نشد و نتیجه این سهل انگاری سیطره استبداد سلسله و نظام شاهنشاهی پهلوی بود كه در بی قانونی و استبداد كم از دوران قاجار نداشت و به شیوه نو تحت نام و ظاهر مشروطه و پارلمان آزادی را در ایران محدود نمود كه این در واقع به معنای قلب حقیقت و ماهیت مشروطیت بوده است.

 

 


[1] .  ر.ك: مدنی، سید جلال الدین؛ تاریخ تحولات سیاسی و روابط خارجی، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ج 2، ص 93.

[2] . بدی دیزجی، علی؛ روزها و رویدادها، تهران، نشر رامین، چاپ اول، 1377، ج 2، ص 272.

[3] . كرمانی، ناظم الاسلام؛ تاریخ بیداری ایرانیان، ج 1، بی جا، بی تا، ص 331.

[4] .  همان، ص 332.

[5] . تاریخ سیاسیمعاصر ایران، پژوهشكده تحقیقات اسلامی، قمف زمزم هدایت، 1385، ص 77

[6] . ر ك: روزها و رویدادها، پیشین، ص 277.

  [7] . رك: حسینی زاده، سید محمد علی؛ اسلام سیاسی در ایران، قم؛ انتشارات دانشگاه مفید، 1386، ص 75.

[8] .  رك: دایرة المعارف انقلاب اسلامی، دفتر ادبیات انقلاب اسلامی، تهران، سوره مهر، 1383، ص 118.

[9] . رك: نجفی، موسوی؛ مقدمه تحلیلی تاریخ تحولات سیاسی ایران ، تهران، انتشارات منیر، 1378، ص 134 – 132.

 

کتابشناسی نهضت مشروطه

کتابشناسی نهضت مشروطه

كتابشناسی جنبش مشروطیت ایران

سی گزیده‌ای از منابعی است كه پیرامون جنبش مشروطیت به صورت كتاب‌های مستقل در یكصد سال گذشته تالیف شده‌اند. پیش از این، كتابشناسی جنبش مشروطیت ایران (گزیده منابع تحقیقاتی و مطالعاتی)

كتابشنادو كتابشناسی راجع به جنبش مشروطیت ایران منتشر شده بود:

الف) كتابشناسی تاریخ مشروطیت ایران ـ فهرستی توضیحی از مآخذ و كتب و مقالات چاپی درباره تاریخ مشروطیت، حافظ فرمانفرمائیان، تهران، انتشارات امیركبیر، 1345

ب) كتابشناسی انقلاب مشروطیت ایران، علی‌پور صفر، تهران، مركز نشر دانشگاهی، 1373.

این گزیده بر اساس انتخاب عناوینی از دو كتابشناسی پیشین تهیه و بر پایه‌ی كتاب‌های منتشر شده‌ی دوازده سال گذشته تا مقطع تاریخی آخر اسفند ماه 1385 خورشیدی، تكمیل شده است. در گزیده كتابشناسی حاضر كه به مناسب جشن یكصدمین این سالگرد جنبش مشروطیت ایران تنظیم شده است، سعی بر آن بوده كه منابع اصلی و مهمی كه در سالهای گذشته منتشر شده‌اند، برای تحقیق و مطالعه راجع به جنبش مشروطیت و رویدادهای مربوط به آن، تدوین شود.

لازم به یادآوری است كه این كتابشناسی فقط كتابهایی را دربر می‌گیرد كه مستقلا راجع به جنبش مشروطیت نوشته شده‌اند و كتابهایی كه بخشی از آنها اختصاص به مشروطیت ایران داشته‌اند، مورد نظر نبوده‌اند. همچنین مقالات ـ مصاحبه‌ها و پایان نامه‌ها كه خصوصا در سالهای گذشته، حجم قابل توجهی از تحقیقات و مطالعات راجع به جنبش مشروطیت و مشروطه‌پژوهی را تشكیل می‌دهند، در این كتابشناسی مندرج نیستند. امید آنكه این گزیده منابع تحقیقاتی و مطالعاتی برای مشروطه‌پژوهی به كار آید و زمینه‌ها ـ حوادث ـ شخصیت‌ها و نتایج مشروطیت را در جامعه ـ فرهنگ ـ سیاست و اقتصاد ایران بیش از پیش شفاف سازد.


1
ـ آیت‌الله عبدالحسین لاری و جنبش مشروطه‌خواهی، محمد باقر وثوقی، تهران، مركز اسناد انقلاب اسلامی، 1383.

2
ـ ادبیات سیاسی ایران در عصر مشروطیت، عبدالرحیم ذاكر، تهران، نشر علم، 1377.

3
ـ از مشروطه تا جمهوری: نگاهی به ادوار مجالس قانونگذاری در دوران مشروطیت، یونس مروارید، تهران، نشر اوحدی، 1377.

4
ـ اسناد روحانیت و مجلس: تاریخ مشروطیت به روایت اسناد كتابخانه مجلس، به اهتمام منصوره تدین پور، تهران، انتشارات كتابخانه، موزه و مركز مجلس شورای اسلامی، 1375.

5
ـ اسناد مشروطه، ابراهیم صفایی، تهران، نشر بابك، 1355.

6
ـ انجمن‌های تهران در عصر مشروطیت، فاطمه شیرالی، تهران، نشر باران اندیشه، 1384.

7
ـ انجمن‌های سری در انقلاب مشروطیت، اسماعیل رائین، تهران، نشرجاویدان، 1355.

8
ـ انجمن‌های نیمه سری زنان در نهضت مشروطه، ژانت آفاری، ترجمه جواد یوسفیان، تهران، نشر بانو، 1377.

9
ـ اندیشه سبز، زندگی سرخ ـ زمان و زندگی شیخ فضل‌الله نوری، علی ابوالحسنی (منذر)، تهران، نشر عبرت، 1380.

10
ـ اندیشه‌نگاران زن در شعر مشروطه، روح‌انگیز كراچی، تهران، انتشارات دانشگاه الزهرا، 1381.

11
ـ انقلاب اول روسیه و عصر مشروطه: تحولات ایران و آسیای میانه، گلناز سعیدی، تهران، انتشارات امیركبیر، 1384.

12
ـ انقلاب مشروطه ایران، ژانت آفاری، ترجمه رضا رضایی، تهران، نشر بیستون، 1379.

13
ـ انقلاب مشروطه ایران به روایت اسناد وزارت امور خارجه انگلیس (كتابهای آبی)، به اهتمام روح‌الله رضا سلطانی، تهران، نشر مازیار و معین، 1377.

14
ـ انقلاب مشروطه در بوته نقد، علیرضا كریمی، تهران، مركز پژوهش‌های اسلامی صدا و سیما، 1383.

15
ـ انقلاب مشروطیت: از سری مقالات دانشنامة ایرانیكا، زیر نظر احسان یارشاطر، ترجمه پیمان متین، تهران، انتشارات امیركبیر، 1383.

16
ـ انقلاب مشروطیت ایران، محمد اسماعیل رضوانی، تهران، شركت انتشارات علمی و فرهنگی، 1381.

17
ـ انقلاب مشروطیت ایران، نظرات یك دیپلمات روس ـ وزیر مختار سابق روسیه در ایران، ایوان الكسیویچ زینویف، ترجمه ابوالقاسم اعتصامی، تهران، نشر اقبال، 1362.

18
ـ انقلاب مشروطیت ایران، یوری سرگیویچ ایوانف، ترجمه آذر تبریزی، تهران، نشر شبگیر، 1357.

19
ـ انقلاب مشروطیت ایران، ادوارد گرانویل براون، ترجمه مهری قزوینی، تهران، انتشارات كویر، 1376.

20
ـ انقلاب مشروطیت ایران و ریشه‌های اجتماعی و اقتصادی آن، ایرانسكی تریاد، م، پاولویچ، ترجمه م، هوشیار، تهران، انتشارات امیركبیر، 1329. 

21
ـ اوراق ایرانی؛ خاطرات سفر كلودانه در آغاز مشروطیت، ترجمه ایرج پروشانی، تهران، نشر معین، 1368.

22
ـ اوراق تازه‌یاب مشروطیت و نقش تقی‌زاده، ایرج افشار، تهران، نشر جاویدان، 1359.

23
ـ ایران در آستانه انقلاب مشروطیت و ادبیات مشروطه، باقر مومنی، تهران، نشر شباهنگ، 1357.

24
ـ ایران و جهان از مشروطیت تا پایان قاجاریه، عبدالحسین نوایی، تهران، نشر هماذر، 1376.

25
ـ ایل بختیاری و مشروطیت، اسفندیار آهنجیده، نشر ذره بین، 1375.

26
ـ ایدئولوژی نهضت مشروطیت ایران، فریدون آدمیت، تهران، انتشارات پیام، 1355.

27
ـ بحران مشروطیت در ایران، حسین آبادیان، تهران، نشر موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، 1383.

28
ـ بحران دموكراسی در مجلس اول ـ خاطرات و نامه‌های خصوصی میرزا فضلعلی‌آقا تبریزی، به كوشش غلامحسین میرزا صالح، تهران، نشر طرح نو، 1372.

29
ـ بخشی از تاریخ مشروطیت (یادداشتهای تاریخی راجع به فتح تهران و اردوی برق)، علی دیوسالار (سالار فتح)، تهران، انتشارات ابن سینا، 1336.

30
ـ بررسی مكاتبات و اسناد مجموعه ثقفی در موزه ملی ایران: گزیده‌ای از اسناد مشروطیت ایران، احمد چایچی امیرخیز، تهران، نشر سمیرا، 1383.

31
ـ بررسی نهضت‌های اخیر ایران، انقلاب مشروطیت، عبدالله جاسبی، تهران، نشر حزب جمهوری اسلامی ایران، 1360.

32
ـ برخی ملاحظات پیرامون تاریخ انقلاب مشروطیت، رحیم نامور، تهران، نشر چاپار، 1358.

33
ـ بست‌نشینی مشروطه‌خواهان در سفارت انگلیس، رسول جعفریان، تهران، موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران، 1378.

34
ـ بمباران مجلس شورای ملی در سال 1326 ق، حكومت تزار و محمدعلی شاه، ن. پ. مامونتوف، ترجمه شرف‌الدین قهرمانی، تهران، نشر اشكان، 1363.

35
ـ بنیاد فلسفه سیاسی در ایران عصر مشروطیت، موسی نجفی، تهران، مركز نشر دانشگاهی، 1376.

36
ـ پیدایش مشروطه در ایران، مجید یكتایی، تهران، نشر اقبال، 1356.

37
ـ پیدایش و تحول احزاب سیاسی مشروطیت (دوره‌های یكم و دوم مجلس شورای ملی)، منصوره اتحادیه، تهران، نشر كتاب سیامك، 1381.

38
ـ پیدایش مشروطیت ایران، محمد حسن ادیب هروی خراسانی، مشهد، 1331.

39
ـ پیشینه‌های اقتصادی ـ اجتماعی جنبش مشروطیت و انكشاف سوسیال دموكراسی در آن عهد، خسرو شاكری، تهران، نشر اختران، 1384.

40
ـ تا چه شود؟ بازتاب واقعه مشروطه در مجموعه‌ای از مكاتبات تجاری حاج محمد حسین كتابفروش، به اهتمام سیروس سعدوندیان، تهران، نشر شیرازه، 1378.

41
ـ تاریخ بیداری ایرانیان، محمد ناظم‌الاسلام كرمانی، به اهتمام علی‌اكبر سعیدی سیرجانی، تهران، نشر پلیكان، 1376.

42
ـ تاریخ بیداری ایران، حبیب‌الله مختاری، تهران، 1336.

43
ـ تاریخ پیدایش مشروطیت ایران، محمد حسین ادیب هروی خراسانی، مشهد، 1331.

44
ـ تاریخ اوائل مشروطیت ایران، سید حسن تقی‌زاده، تهران، انتشارات ابن سینا، 1338.

45
ـ تاریخ انقلاب آذربایجان و بلوای تبریز، حاج محمدباقر ویجویه، به كوشش علی كاتبی، تهران، انتشارات امیركبیر، 1355.

46
ـ تاریخ مشروطه ایران، احمد كسروی، تهران، انتشارات امیركبیر، 1356.

47
ـ تاریخ انقلاب مشروطیت ایران، مهدی ملك‌زاده، تهران، نشر علمی، 1373.

48
ـ تاریخ انقلاب مشروطیت ایران، سید حسن تقی‌زاده، به اهتمام عزیزالله علیزاده، تهران، نشر فردوس، 1379.

49
ـ تاریخ روابط خارجی ایران در دوره اول مشروطه، علی اكبر ولایتی، تهران، انتشارات وزارت امور خارجه، 1375.

50
ـ تاریخ مشروطه ایران و جنبش وطن‌پرستان اصفهان و بختیاری، نورالله دانشور علوی (مجاهد سلطان)، تهران، نشر دانش، 1335.

51
ـ تاریخ مشروطیت به روایت اسناد، ابراهیم صفایی، تهران، انتشارات ایران یاران، 1381.

52
ـ تاریخ مفصل مشروطیت (كتاب آرزو)، عباس اسكندری، تهران، انتشارات مطبوعاتی پروین، 1322.

53
ـ تاریخ انحطاط مجلس، فصلی از تاریخ انقلاب مشروطیت ایران، احمد مجدالاسلام كرمانی، به اهتمام محمود خلیل پور، اصفهان، نشر دانشگاه اصفهان، 1350.

54
ـ تاریخ هیجده ساله آذربایجان ـ بازمانده تاریخ مشروطه ایران، احمد كسروی، تهران، انتشارات امیركبیر، 1355.

55
ـ تاریخچه‌ای از عوامل نهضت مشروطه تبریز، سلام‌الله جاوید، تهران، 1353.

56
ـ تشیع و مشروطیت در ایران و نقش ایرانیان مقیم عراق، عبدالهادی حائری، تهران، انتشارات امیركبیر، 1381.

57
ـ تقی‌زاده، روشنگری‌ها در مشروطیت، مهدی مجتهدی، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، 1357.

58
ـ تعارض در انقلاب مشروطه، روح‌الله صالحی، تهران، نشر گزینش، 1379.

59
ـ چكیده مقالات همایش یكصدمین سالگرد نهضت مشروطیت ایران و نقش اجتهاد شیعه در آن، گروه تاریخ و اندیشه معاصر، قم، موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، 1382.

60
ـ حاج شیخ هادی نجم‌آبادی و مشروطیت، حسن مرسلوند، تهران، انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1378.

61
ـ حاج صمدخان شجاع‌الدوله و رژیم مشروطه، مسعود غلامیه، تهران، نشر اوحدی، 1380.

62
ـ حزب داشناك و جریان نهضت مشروطه، آرپی مانوكیان، تهران، نشر رامرنگ، 1384. 

63
ـ حقوق اساسی (یعنی) آداب مشروطیت دول، محمدعلی فروغی، به اهتمام علی اصغر حقدار، تهران، انتشارات كویر، 1382.

64
ـ حكایت دختران قوچان: از یاد رفته‌های انقلاب مشروطیت، افسانه نجم‌آبادی، تهران، انتشارات روشنگران و مطالعات زنان، 1381.

65
ـ حیات یحیی، یحیی دولت‌آبادی، تهران، نشر عطار، 1362.

66
ـ خانه بر دامنه آتشفشان ـ شهادتنامه شیخ فضل‌الله نوری، علی ابوالحسنی (منذر)، تهران، نشر مطالعات تاریخ معاصر ایران، 1382.

67
ـ خط سوم در انقلاب مشروطیت ایران ـ زندگانی آخوند ملاقربانعلی زنجانی معروف به حجه‌الاسلام از رهبران نهضت مشروعه، ابوالفضل شكوری، زنجان، نشر اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان زنجان، 1371.

68
ـ خلاصه مقالات همایش علمی انقلاب مشروطه، ستاد بزرگداشت انقلاب مشروطه آذربایجان شرقی، تبریز، 1382.

69
ـ خلاصه مقالات همایش علمی مشروطه در تبریز، ستاد بزرگداشت انقلاب مشروطه، تبریز، انتشارات ستوده، 1383.

70
ـ دخالت انگلیس در واقعه مشروطه، رسول جعفریان، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، 1365.

71
ـ دولت‌های عصر مشروطیت، جمشید ضرغام بروجنی، تهران، انتشارات مجلس شورای ملی، 1350.

72
ـ دولت‌های ایران از آغاز مشروطیت تا اولتیماتوم، عبدالحسین نوائی، تهران، نشر بابك، 1355.

73
ـ دولتمردان ایران و ساختار نهادها در عصر مشروطیت، حسین ملكی، تهران، نشر اشاره، 1370.

74
ـ دو رساله درباره انقلاب مشروطیت ایران، ابوالقاسم‌خان ناصرالملك و محمدآقا ایروانی، به اهتمام عبدالحسین زرین‌كوب و روزبه زرین‌كوب، تهران، انتشارات سازمان اسناد ملی ایران، 1380.

75
ـ دو سند از انقلاب مشروطه ایران، میرزا عبدالامیر شیخ‌الاسلام، به كوشش غلامحسین صدری‌افشار، تهران، نشر توكا، 1356.

76
ـ دین و روشنفكران مشروطه، غلامرضا گودرزی، تهران، انتشارات اختران، 1383.

77
ـ راهبران فكر مشروطه: نقد و بررسی آرا و اندیشه‌های بانیان فكری انقلاب مشروطیت، مهران امیراحمدی، تهران، نشر درسا، 1381.

78
ـ رجال آذربایجان در عصر مشروطیت، مهدی مجتهدی، به اهتمام غلامرضا طباطبایی مجد، نشر زرین، 1379.

79
ـ رجال عصر مشروطیت، ابوالحسن علوی، به كوشش حبیب یغمائی و ایرج افشار، تهران، انتشارات اساطیر، 1363.

80
ـ رسائل مشروطیت (18 رساله و لایحه درباره انقلاب مشروطیت)، به اهتمام غلامحسین زرگری‌نژاد، تهران، نشر كویر، 1374.

81
ـ رسائل، اعلامیه ها، مكتوبات و... و روزنامه شیخ شهید فضل‌الله نوری، به اهتمام محمد تركمان، تهران، موسسه خدمات فرهنگی رسا، 1362. 

82
ـ رسانه و سیاست در انقلاب مشروطه ایران، علی‌اصغر كیا، تهران، نشر سایه روشن، 1380.

83
ـ رستاخیز تبریز؛ آهنجیده از رویدادهای انقلاب مشروطه ایران، ارسلان پوریا، تهران، نشر فرزانه، 1357.

84
ـ روزنامه اخبار مشروطیت و انقلاب ایران؛ به انضمام وقایع استبداد صغیر از نویسنده‌ای گمنام، احمد تفرشی حسینی، به كوشش ایرج افشار، تهران، انتشارات امیركبیر، 1351.

85
ـ روحانیون و مشروطیت، مهران نمازی، شیراز، 1349.

86
ـ رهبران دینی در نهضت مشروطه، ذبیح‌زاده، قم، موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، 1382.

87
ـ رهبران مشروطه، ابراهیم صفایی، تهران، انتشارات جاویدان علمی، 1344.

88
ـ زایش تاریخ (تحلیل وقایع انقلاب مشروطیت)، حسن اصغری، تهران، انتشارات نگاه، 1381.

89
ـ زنان ایران در جنبش مشروطه، عبدالحسین ناهید، تبریز، نشر احیا، 1360.

90
ـ زندگینامه شهید نیكنام ثقه‌الاسلام تبریزی و بخشی از تاریخ مستند مشروطیت ایران، نصرت‌الله فتحی، تهران، نشر بنیاد نیكوكاری نوریانی، 1352.

91
ـ زمینه اقتصادی و اجتماعی انقلاب مشروطیت ایران، رحیم رئیس‌نیا و داریوش آشوری، تبریز، نشر ابن سینا، 1347.

92
ـ زمینه‌های خیزش مشروطیت، سیدمحمد خاتمی، تهران، نشر پایا، 1376.

93
ـ ستارخان سردار ملی و نهضت مشروطه، محمداحمد پناهی، تهران، كتاب نمونه، 1376.

94
ـ سخنگویان سه گانه آذربایجان در انقلاب مشروطیت ایران، شیخ‌سلیم خطیب، میرزاحسین واعظ و میرزاجواد ناطق، نصرت الله فتحی، تهران، 1356.

95
ـ سردار: گزارشی تحلیلی از بر دار رفتن آیت‌الله شیخ فضل‌الله نوری در نهضت مشروطه، تندر كیا، تهران، كتاب صبح، 1382.

96
ـ سردرود در انقلاب مشروطیت، محمد سامع، سردرود، نشر كوثر، 1364.

97
ـ سفر مازندران و وقایع مشروطه (ركن الاسفار)، غلام حسین افضل‌الملك، تهران، نشر جرس، 1373.

98
ـ سلطنت علم و دولت فقر ـ سیری در زندگانی، افكار و مجاهدت حجه‌الاسلام ملا قربانعلی زنجانی از زعمای نهضت مشروعه در عصر مشروطه، علی ابوالحسنی (منذر)، قم، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، 1374.

99
ـ سیاست و اجتماع در شعر عصر مشروطه، گردآورنده فاروق خارابی، انتشارات دانشگاه تهران، 1380.

100
ـ سینما در عصر مشروطه: پژوهشی در هنر عصر مشروطیت، گردآورنده مسعود كوهستانی‌نژاد، تهران، نشر مهرنامگ، 1383.

101
ـ سه مقاله درباره انقلاب مشروطیت ایران، پاولویچ، ترجمه محمدباقر هوشیار، تهران، نشر كتابهای جیبی، 1357.

102
ـ شرح زندگانی من یا تاریخ اجتماعی و اداری قاجاریه، عبدالله مستوفی، تهران، نشر زوار، 1343.

103
ـ شرح وقایع مشروطیت در غرب كشور: زندگانی سردار یارمحمدخان كرمانشاهی گردكرد، اردشیر كشاورز، نشر طاق بستان، 1377.

104
ـ شش سال انقلاب مشروطیت ایران، احمد قاسمی، تهران، 1357.

105
ـ شعر دوره مشروطیت، منیب الرحمن، ترجمه یعقوب آژند، نشر روزگار، 1379.

106
ـ شیخ فضل‌الله نوری در ظلمت مشروطه، مجید حسن‌زاده، تهران، انتشارات سازمان تبلیغات اسلامی، 1374.

107
ـ شیخ فضل‌الله نوری و مشروطیت (رویارویی دو اندیشه)، مهدی انصاری، تهران، انتشارات امیركبیر، 1376.

108
ـ عبور از استبداد مركزی: بررسی انجمن‌های شورایی عصر مشروطیت با تاكید بر نمونه تبریز، رشت و اصفهان، علی مرادی مراغه‌ای، مراغة، نشر اوحدی، 1384.

109
ـ عشق در سالهای مشروطه، مهناز سیدجواد جواهری، تهران، نشر البرز، 1383.

110
ـ علما و انقلاب مشروطیت ایران، لطف‌الله آجدانی، تهران، نشر اختران، 1383.

111
ـ عین‌الدوله و رژیم مشروطه، مهدی داودی، تهران، انتشارات امیركبیر، 1373.

112
ـ فتح تهران ـ گوشه‌هایی از تاریخ مشروطیت ایران، عبدالحسین نوائی، تهران، نشر بابك، 1356.

113
ـ فراز و فرود مشروطه، سید مصطفی تقوی، تهران، موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران، 1384.

114
ـ فریدون آدمیت و تاریخ مدرنیته در عصر مشروطیت، علی‌اصغر حقدار، تهران، انتشارات كویر، 1382.

115
ـ فشرده تاریخ نهضت آزادیخواهی ایران؛ هشداری به جوانان در شناسایی گذشته و حال كشور، رمضان شیرنشان، تهران، انتشارات امیركبیر، 1355.

116
ـ فكر آزادی و مقدمه نهضت مشروطیت ایران، فریدون آدمیت، تهران، انتشارات سخن، 1340.

117
ـ فكر دموكراسی اجتماعی در نهضت مشروطیت ایران، فریدون آدمیت، تهران، انتشارات پیام، 1355.

118
ـ فلسفه مشروطیت و دموكراسی ایران؛ تاریخچه نهضت مشروطه ایران، اسماعیل نشاط، تهران.

119
ـ قزوین در انقلاب مشروطیت، مشتمل بر اسناد و تصاویر نویافته، مهدی نورمحمدی، قزوین، نشر حدیت امروز، 1382.

120
ـ قیام آذربایجان در انقلاب مشروطیت ایران، بهزاد كریم طاهرزاده، تهران، انتشارات اقبال، 1334.

121
ـ كاشان در انقلاب مشروطیت، حسن نراقی، تهران، موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران، 1355.

122
ـ كتاب شناسی تاریخ انقلاب مشروطیت ایران ـ فهرست توضیحی از ماخذ و كتب و مقالات چاپی درباره تاریخ مشروطیت، گردآورنده حافظ فرمانفرمائیان، تهران، انتشارات امیركبیر، 1345.

123
ـ كتابشناسی انقلاب مشروطیت ایران، علی ‌پورصفر، تهران، مركز نشر دانشگاهی،1373.

124
ـ كتاب نارنجی: گزارشهای سیاسی وزارت امور خارجه روسیه درباره انقلاب مشروطه ایران، به كوشش احمد بشیری، تهران، نشر نور، 1367.

125
ـ كرنولوژی تاریخ ایران به انضمام تاریخ مشروطیت ایران، بهاءالدین پازارگاد، تهران، نشر اشراقی، 1345.

126
ـ كرمان در نهضت مشروطیت، محمد ایرانپور، تهران، نشر دستان، 1383.

127
ـ كسروی و تاریخ مشروطه ایران، سهراب یزدانی، تهران، نشر نی، 1376.(چاپ دوم: 1383).

128
ـ گزارش‌هایی از انقلاب مشروطیت ایران، محمدامین رسول‌زاده، مترجم: رحیم رئیس‌نیا، تهران، نشر شیرازه، 1377.

129
ـ گوشه‌ای از رویدادهای انقلاب مشروطیت ایران، محمد باقر گوهرخای، تهران، نشر سپهر، 1355.

130
ـ گیلان در جنبش مشروطیت، ابراهیم فخرائی، تهران، نشر كتابهای جیبی، 1353.

131
ـ لارستان و جنبش مشروطیت، محمد باقر وثوقی، تهران، نشر همسایه، 1375.

132
ـ لوایح آقا شیخ فضل‌الله نوری، به كوشش هما رضوانی، تهران، نشر تاریخ ایران، 1361.

133
ـ مبارزه با محمدعلی شاه؛ اسنادی از فعالیت‌های آزادیخواهان ایران در اروپا و استانبول، به كوشش ایرج افشار، تهران، انتشارات توس، 1359.

134
ـ مبانی فكری ادبیات مشروطه، حسن اكبری بیرق، تهران، نشر پایا، 1379.

135
ـ مبانی نظری حكومت مشروطه و مشروعه، حسین آبادیان، تهران، نشر نی، 1374.

136
ـ مجلس اول و بحران آزادی ـ ایدئولوژی نهضت مشروطیت ایران (2)، فریدون آدمیت، تهران، انتشارات روشنگران، 1370.

137
ـ مجلس اول و نهادهای مشروطیت ـ صورت مذاكرات، مصوبات، اسناد، خاطرات و تاریخ‌نگاری دوره اول مجلس شورای ملی، علی‌اصغر حقدار، تهران، انتشارات مهرنامگ، 1384.

138
ـ مجلس و انتخابات از مشروطه تا پایان قاجاریه، منصوره اتحادیه، تهران، نشر تاریخ ایران، 1376. 

139
ـ مجموعه مقالات همایش بررسی مبانی فكری و اجتماعی مشروطیت ایران: بزرگداشت آیت‌الله محمدكاظم خراسان ـ تهران دی ماه 1382، به اهتمام ستاد بزرگداشت یكصدمین سالگرد مشروطیت، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، 1384.

140
ـ محال ثلاث (تنكابن، كلارستاق و كجور) در نهضت مشروطیت، ایرج كیا، تهران، نشر كیانا، 1381.

141
ـ محمدعلی شاه و مشروطیت، ناصر نجمی، تهران، نشر دریاب، 1377.

142
ـ مرامنامه‌ها و نظام نامه‌های احزاب سیاسی ایران در دوره دوم مجلس شورای ملی، منصوره اتحادیه، تهران، نشر تاریخ ایران، 1361.

143
ـ مشاهدات و تحلیل اجتماعی و سیاسی از تاریخ انقلاب مشروطیت ایران، محمدعلی كاتوزیان، تهران، شركت سهامی انتشار، 1379.

144
ـ مشروطه از زبان صاحب‌نظران (مجموعه مصاحبه ها و گفتگوهای همایش یكصدمین سالگرد نهضت مشروطیت...)، گروه تاریخ و اندیشه معاصر، قم، موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، 1382.

145
ـ مشروطه بهترین شكل حكومت و نتیجه اندیشه نژاد آدمی، احمد كسروی، تهران، 1335.

146
ـ مشروطه‌خواهان، محمد علی سفری، تهران، نشر علم، 1370.

147
ـ مشروطه‌خواهی ایرانیان (مجموعه مقالات)، به اهتمام ناصر تكمیل همایون، تهران، مركز بازشناسی اسلام و ایران، 1384.

148
ـ مشروطه‌ی ایرانی، ماشا‌الله آجودانی، تهران، نشر اختران، 1382.

149
ـ مشروطه مشروعه، محسن مخملباف، تهران، سازمان تبلیغات اسلامی، 1363.

150
ـ مشروطیت در یزد از ورود اندیشه نوین تا كودتای سید ضیاالدین طباطبایی، علی‌اكبر تشكری بافقی، یزد، مركز یزدشناسی، 1378.

151
ـ مشروطیت ما، طهماسب دولتشاهی، تبریز، انتشارات موزه آذربایجان، 1340.

152
ـ مشروطیت و تبریز، ابراهیم ناصحی، نشر شایسته، 1382.

153
ـ مشروطیت و سلطنت فعلی یا بهترین طرز حكومت‌ها، ابوتراب رازانی، بروجرد، مطبعه سعادت، 1315.

154
ـ مطبوعات سیاسی ایران در عصر مشروطیت، عبدالرحیم ذاكرحسین، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، 1375.

155
ـ مقدمه فكری نهضت مشروطیت، علی‌اكبر ولایتی، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1381.

156
ـ مقدمات مشروطیت، هاشم‌محیط مافی، به كوشش مجید تفرشی و جوادجان فدا، تهران، نشر فردوسی و علمی، 1363.

157
ـ موسیقی در عصر مشروطه، گردآورنده مسعود كوهستانی‌نژاد، تهران، نشر مهرنامگ، 1384.

158
ـ ناسیونالیسم و جنبش مشروطیت ایران، ابراهیم میرانی، تهران، نشر آرمان خواه، 1358. 

159
ـ نامه‌های تبریز از ثقه‌الاسلام به مستشارالدوله در روزگار مشروطیت، به اهتمام ایرج افشار، تهران، نشر فرزان روز، 1378.

160
ـ نخستین فریادگر مشروعه در بیداد مشروطه، مصطفی بروجردی، تهران، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، 1362.

161
ـ نقش روحانیت پیشرو در جنبش مشروطیت، دین و دولت در این: نقش علما در دوره قاجاریه، حامد الگار، ترجمه ابوالقاسم سری، تهران، انتشارات توس، 1356.

162
ـ نقش علما در انجمنها و احزاب دوران مشروطیت، مریم جواهری، تهران، مركز اسناد انقلاب اسلامی، 1380.

163
ـ نقش گیلان در نهضت مشروطیت ایران، عطاءالله تدین، تهران، نشر فروغی، 1353.

164
ـ نقش مركز غیبی تبریز در انقلاب مشروطیت یاران، صمد سرداری‌نیا، تبریز، نشر تلاش، 1362.

165
ـ نگرشی به مرثیه سرایی در ایران: مرثیه‌های وطنی در دوران مشروطیت، عبدالرضا افسری كرمانی، تهران، انتشارات روزنامه اطلاعات، 1376.

166
ـ نهضت مشروطه ایران بر پایه اسناد وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، تهران، انتشارات وزارت امور خارجه، 1370.

167
ـ نهضت مشروطیت ایران و نقش آزادیخواهان جهان، سلام‌الله جاوید، تهران، نشر دنیا، 1347.

168
ـ واقعات اتفاقیه در روزگار، محمد مهدی شریف كاشانی، به كوشش منصوره اتحادیه و سیروس سعدوندیان، تهران، نشر تاریخ ایران، 1362.

169
ـ ولایت فقیه زیربنای فكری مشروطه مشروعه؛ سیری در افكار و مبارزات سید عبدالحسین لاری، محمدتقی آیت‌اللهی، تهران، انتشارات امیركبیر، 1363.

170
ـ هدف‌ها و مبارزه زن ایرانی از انقلاب مشروطه تا سلطنت پهلوی، محمد حسین خسروپناه، تهران، نشر پیام امروز، 1381.

171
ـ یار محمد خان سردار مشروطه، علی‌اكبر نقی‌پور، تهران، 1369.

172
ـ یا مرگ یا تجدد ـ دفتری در شعر و ادب مشروطه، ماشا‌الله آجودانی، تهران، نشر اختران، 1382.

173
ـ یادآر زشمع مرده یادآر! تحلیل اجتماعی شعر مشروطیت، عبدالله نصرتی، نشر مفتون همدانی، 1379.

174
ـ یادداشت‌های منتشر نشده سیدمحمد طباطبایی از انقلاب مشروطیت ایران، به اهتمام حسن طباطبایی، تهران، نشر آبی، 1382.

175
ـ دین و دولت در عصر مشروطیت، باقر مومنی، سوئد، نشر باران، 1372.

176
ـ مشروطه‌ای كه نبود، احمد توكلی، ویرجینیا، نشر كتاب پر، 1372.

177
ـ ایران: از سقوط مشروطه تا کودتای سوم اسفند، حسین آبادیان، تهران، موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، 1385.

178
ـ انقلاب مشروطیت در استرآباد (گرگان): استرآباد در دوران قاجار، اسدالله معطوفی، نشر حروفیه، 1384